64عساكر در تفسير و تاريخ خود و نيز شهرستانى در «الملل و النحل» كه از تاريخ اوس و خزرج و وابستگان آنها بيش از همه مطلع و بر چگونگى حجّ قبايل واقف بوده و اعمال آنها را در مواقف و مراسم زيارت منات به هشام گفته است.
كلبى مىگويد: نخستين پايۀ بت پرستى را يكى از فرزندان قابيل گذاشت. وى ماجرا را بدين مضمون آورده: آدم عليه السلام را پس از مرگش در مغارهاى دفن كردند - در همان كوه «نوذ» كه آدم از بهشت برآن فرود آمد. 1 فرزندان شيث به زيارتش مىآمدند و فرزندان قابيل به آن راه نداشتند. يكى از فرزندان قابيل به ديگران گفت: چون شما از آن مرقد بهرهاى نداريد من براى شما زيارتگاهى درست مىكنمكه از رفتن به محلّ مرقد بىنياز باشيد. براى ايشان بتى تراشيد تا به زيارتش بروند! و او اول كسى است كه بت تراشيد. 2
كلبى گفته است «وَدّ» ، «سُواع» ، «يَغُوث» ، «يَعُوق» ، «نَسر» از مردمان صالح بودند و همه در يك ماه مردند، خويشاوندان آنها بر آنها سوگوار بودند، مردى از فرزندان قابيل براى آنها پنج مجسّمه به شكل خودشان ساخت و مردم به زيارت آن مجسّمهها مىآمدند . در نسل سوّم كراماتى هم به آنها نسبت مىدادند و آنها را شفيع مىدانستند، در نتيجه به پرستش آنها پرداختند تا اينكه خداوند ادريس را به پيامبرى فرستاد ولى دعوت او را نپذيرفتند و تا زمان نوح به بت پرستى خود ادامه دادند و با توفان از ميان رفتند.
مالك كه مرد شريفى بوده ، پيش از اسلام حرمت بت را شكست . و على عليه السلام به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله بت قبيلۀ طى به نام «فَلْس» را شكست و در هم ريخت و دو شمشيرى را كه بر آن بت آويخته بودند ، برداشت و خدمت پيامبر برد . پيامبر صلى الله عليه و آله ابتدا شمشير را به كمر بست و سپس به على عليه السلام بخشيد و على عليه السلام آن را بر ميان بست.
در الأصنام آمده است كه پيش از اسلام كعبههايى بوده است ؛ از جملۀ آنها كعبۀ نجران متعلّق به بنىحارث پسر كعب بوده ، ليكن بعضى گفتهاند : آن ساختمان عبادتگاه نبوده بلكه كاخ بوده است.