65قبيلۀ اياد در بين كوفه و بصره كعبهاى داشتهاند كه محلّ اجتماع مهمّى بوده و محتمل است آن هم بُعد عبادى نداشته باشد.
مردى از قبيلۀ «جهينه» به نام عبدالدار ، پسر حديب به قوم خود پيشنهاد ساختن كعبهاى را داد تا با كعبۀ مكه برابرى كند و عربها را به آن متمايل سازد، ولى قوم وى پيشنهادش را رد كردند.
«بس » خانهاى بوده متعلق به غَطَفان كه ظالم پسر اسعد آن را ساخته است . گويند علّت ساختن اين خانه توسط وى آن بود كه وى ديد قريش پيرامون كعبه طواف مىكنند و سعى بين صفا و مروه انجام مىدهند و لذا خانۀ كعبه را اندازه گرفت و سنگى ديگر از صفا و سنگى از مروه به سوى قوم خود برد و در آنجا خانهاى در ابعاد كعبه ساخت و آن دو قطعه سنگ را به جاى صفا و مروه در نظر گرفت و بدين ترتيب خود و قومش را از گزاردن حج كعبه در مكّه بىنياز كرد! 1 ولى زهير پسر كلبى به همراه گروهى بر او و قبيلهاش شوريدند ، كعبهاش را ويران كردند و خودش را كشتند.
ربّه (الربّه ): خانۀ ديگرى بوده كه بت لات در آن قرار داشته است و قبيلۀ ثقيف در طائف آن را مىپرستيدهاند و آن را با كعبه برابر مىشمردهاند! پس از آنكه مسلمانان بر آنها پيروز شدند و آنها به اسلام گرويدند، مغيره آن را در هم كوبيد. 2
3 - اخبار مكه؛
از عمده كتابهايى است كه در قرن سوم ، در ارتباط با حج و كعبه و ديگر متعلّقات آن نوشته شده و نويسندۀ آن ابوالوليد محمد بن عبداللّٰه بن احمد ازرقى ، (متوفاى حدود نيمۀ قرن سوم، 250 ه . ق .) است و دكتر محمود مهدوى دامغانى آن را به فارسى ترجمه كرده است.
بيشترين روايات كه در اين كتاب آمده ، دربارۀ فضيلت كعبه ، حجرالأسود ، مقام ابراهيم و حجر اسماعيل عليهما السلام و اين قبيل مسائل تاريخى و اماكن متبرّكه است. اين كتاب در ارتباط با كيفيّت و فلسفۀ حج مطلب قابل توجهى ندارد، جزاينكه به برخى از اعمال