359خود را قبول مىكند؛ يكى از بزرگان به حج بود، در عرفات دو فرشته را به خواب ديد كه يكى از ديگرى مىپرسد: مىدانى چند نفر امسال به حج آمدهاند؟ فرشتۀ ديگرى مىگويد نه! فرشتۀ اوّلى مىگويد: ششصد هزار بودند. سپس مىپرسد مىدانى حجّ چند تن مقبول واقع شد؟ مىگويد نه! مىگويد: حجّ شش كس پذيرفته شده. آن بزرگ از خواب مىپرد و با كمال يأس و نوميدى مىگويد: من جزء آن شش تن نخواهم بود. با همين انديشه در مشعر الحرام به خواب مىبيند كه همان دو فرشته با يكديگر سخن مىگويند؛ يكى به ديگرى مىگويد: امشب حق تعالى فرمان داد كه به هر يك از آن شش تن، كه حجّ آنها را پذيرفته، صد هزار نفر را بخشيده است!
غزالى در اين باره وسيع المشرب است و با سعۀ صدر مىگويد:
«بدان كه هر مسلمانى كه حج كند در وقت خويش درست بود.» 1
غزالى تصريح مىكند كه: «شرط درستى حجّ اسلام اندر وقت بيش نيست.» 2
امّا براى اينكه حجّ اسلام شمرده شود؛ يعنى اداى دين حجّ واجب شده باشد، پنج شرط لازم است: مسلمان بودن، بالغ بودن، عاقل بودن و در وقت احرام بستن.
غزالى معتقد است به محض حصول استطاعت، لازم است در انجام حج تعجيل كند و اگر بيش از يك سال تأخير كند، عاصى خواهد بود و چنانچه حج نكرده بميرد ولو وصيت هم نكرده باشد، بايد از تركۀ او به نيابت حج كنند.
او دربارۀ اركان و واجبات حج سخن گفته و آن را پنج چيز شمرده است:
احرام، طواف، سعى، وقوف در عرفات و موى ستردن.
مؤلّف وجوه سهگانۀ حج؛ يعنى افراد، قِران و تمتّع را به شرح باز نموده و وجوه برترى هر يك را بيان كرده و محظورات ششگانۀ حج را توضيح داده است. در ابتداى بحث اشاره كرديم كه غزالى بمانند ديگر فقها تنها به بيان مناسك و اعمال ظاهرى حج اكتفا نكرده، بلكه سعى كرده است، بيشتر فلسفه و دقايق حج را بيان كند. براى مزيد فايده آنچه را كه وى در باب اسرار و دقايق حج گفته است نقل مىكنيم: