352در مدح سلاطين و امرا خواهيم بود.
نيز ياد آور مىشويم كه گهگاه بعضى مطالب منقول در كتب و بخصوص روايات مربوط به حج عرفا، چندان قابل اعتماد نيست و در بر روى درايت مىبندد، لذا از نقل و توجّه به آنها خوددارى شد.
1 - ابوالحسن علىّبن عثمان الجلاّب الهجويرى؛
(متوّفاى 475 ه .ق.) از نويسندگان و عرفاى معروف قرن پنجم هجرى است. او در كتاب «كشف المحجوب» خود به نقل حكايات و داستانهايى در ارتباط با حج پرداخته و در ضمن آنها به كرامات برخى از مشايخ و بزرگان صوفيه اشاراتى كرده است.
هجويرى از فلسفۀ مناسك و اعمال حج غافل نمانده و همچون ناصرخسرو كه از دوستى از دوستان خود، كه به سفر حج رفته، پرسشهايى مىكند و جواب منفى مىشنود و سرانجام مىگويد: حجّ تو حج نيست و دوباره بايد اينگونه كه گفتم حج كنى. هجويرى نيز گفتگوى جنيد را با فردى كه به حج رفته بيان كرده و به همان نتيجه رسيده كه ناصر خسرو رسيده بود و ما در بحث از شعر ناصرخسرو ديديم.
براى اطّلاع از شيوۀ نگارش هجويرى به حج، چند حكايت و داستان از «كشف المحجوب» را بطور فشرده مىآوريم: و گفتنى است كه آثار عرفانى در زمرۀ كتب اخلاقى قرار مىگيرد پس نكات اخلاقى قابل توجّهى كه در ارتباط با چندين حكايت در ايّام حج اتّفاق افتاده وهجويرى بهآن اشارهكرده، ارزشمادر ووجوبِ رعايتِجانبِاورا مىرساند.
هجويرى گفته است:
يكى از مشايخ عازم حج بود، عمروبن عثمان مكّى به او رسيد و گفت: اندر اين ساعت پيغمبر را به خواب ديدم كه مرا به سوى تو پيغام داد و گفت: «حقّ مادر نگاه داشتن بهتر از حج كردن است! بازگرد و رضاى دل مادر بجوى. من از آنجا بازگشتم و به مكّه نرفتم. از وى بيش از اين مسموع ندارم». 1