314مىزدايد و سپس به سوى حرم كعبه آنهم نه كعبۀ ظاهر - كه از سنگ و گل است - بل كعبه وحدت كه جان و دل است روى مىآورد و به طواف آن مىپردازد:
غسل در زمزم روان كردم
و باز در گوهر نامۀ خود گفته است:
دلم درزمزم جان غوطه خورده
طواف كعبۀ توحيد كرده 1
30 - نورالدّين عبدالّرحمان جامى؛
شاعر و عارف معروف و بزرگ قرن نهم (متوفاى 898 ه . ق.) هم در نظم و هم در نثر در ارتباط با حج سخن گفته و در قالب حكايات و داستانهاى شيرين ارزش و اهمّيت حج واعمال و مناسك آن را نموده است.
ما اينك در اين فصل شعر جامى را در ارتباط با حج بررسى مىكنيم و در فصل ديگر، كه به تحقيق در نثر فارسى در اين ارتباط خواهيم پرداخت، نثر جامى را نيز بررسى خواهيم كرد. و نظرى به نفحات الأنس او خواهيم داشت و از داستانهاى عرفانى او بهره مند خواهيم شد و نكات مربوط به حج را باز خواهيم نمود.
جامى مىگويد: حج يك عمل و عبادت سياسى - مذهبى است كه بايد از روى اعتقاد قلبى صورت گيرد. در هفت اورنگ (سلسلة الذّهب) داستان واعظى را آورده كه به غور رفته و به موعظه پرداخته:
صفت كعبه و فضيلت حج