313
وزان جا رخ به سوى كعبه آور
خواجو به وجد مىآيد و در كمال نامه به مكّۀ وصال مىرسد و به طواف كعبۀ جلال مىپردازد و... مىگويد:
چون سر از نجد و جدّه بركردم
وقتى حكايت جنيد و شبلى را نقل مىكند مىگويد:
اهل روش را قدمى ديگراست
كعبه كه شد خانۀ صورتگرى
خواجو كعبه و زمزم و صفا و... را بسيار عزيز و محترم شمرده و به آنها سوگند خورده است. او وقتى قصد حرم مىكند، ابتدا در زمزم غسل مىكند و آلودگيهاى خود را