175شگفت زده شده و مىگويد: حاجى و ربا خوارى آن هم در حين سفر؛ «... و اينان گاهى قرض دادن به برادر مسلمان را مستحب مىدانند، امّا شنيدم كه چند نفرى را كشف كرده بودند كه ربا مىخوردهاند. در مدينه و مكّه صد تومان مىدادهاند و سند صدو چهل تومان مىگرفتهاند، واقعاً كه...!»
اينان را مثل جيببران سابقه دار به ايران برگردانده بودند. بنگر مردك، دنيادارى را تا كجا با خود آورده است؟! تا حريم خانۀ خدا!
مجابى اضافه كرده: «گرچه بانكها در پرورش چنين روحيّهاى بى تأثير نبودهاند. در سالهاى اخير چند بانك در جدّه شعبه باز كردهاند و هر يك براى جلب مشترى وام و تسهيلات بيشترى قائل مىشوند. چه افتضاحى و چه استقبالى؟!» 1
مجابى روز چهارم از جدّه پرواز مىكند و پس از نيم ساعت در فرودگاه مدينه فرود مىآيند. در مدينه شرطه ها مانع از بوسيدن ضريح مطهّر پيامبر اكرم مىشوند:...شرطه ها زوّار را به ملايمت از بوسيدن منع مىكنند و دايم مىگويند حرام حرام. امّا اگر پولى بدهى مستحب مىشود و چه علاقهاى به دستمايۀ ايرانيها دارند! مىبينيم كه رشوه خوارى در جوار مرقد مطهّر پيامبر اكرم هم رواج دارد نه تنها در جوار قبر پيامبر كه در جوار كعبه نيز مانع بوسيدن حجرالأسود مىشوند كه با رشوه حل مىشود! حضرات شرطهها به جان مردم افتادند و يك مترى جمعيت را از ركن حجرالأسود دور كردند و مردم همه حيران كه عربى مشخّص(لابد) آمد و سنگ را بوسيد و رفت، تعجّب كردم كه چرا شرطه ها نگفتند حرام! حرام! و چرا با پارچۀ گره خورده نزدندش، رشوت مظلومان و ستم جبّاران گاه تا آستان خدا هم مىآيد!...» 2
هر چند مجابى به زيارت نامه خوانان و دعاخوانان حرفه اى كه به قول ايشان به كمين ايستادهاند، از ديد خاص و طنز آميز مىنگرد امّا نمىتوان گفت كه به مناسك حج كه در كتب مناسك و احكام حج نوشته شده بى اعتنا است بلكه به نظر مىرسد كه هدف نويسنده نحوۀ عمل باشد كه منحصراً جنبۀ كسب در آمد براى عدّۀ بخصوصى پيدا كرده