174نويسنده در ضمن، تجمّل گرايان را هم بى نصيب نگذاشته است. او مىگويد: ... دو تا ماشين گندۀ آمريكايى منتظر ما بودند،روانۀ هتل شديم اين ماشينها پر زرق و برق و آخرين مدل و بيشتر شورلت و پونتياك، لابد پوشانندۀ عيبى و گرهگشاى عقدهاى هستند!...
شوق و ذوق حجّاج بيتاللّٰه را به خريد اجناس، از نظر دور نداشته و تا زيانۀ طنز را بر گردۀ آنان فرود آورده و نوشته است:
«ايرانيها امسال دغدغهاى ندارند، چمدانى و ساكىو والسّلام و در چمدان غالباً پتويى جا گرفته، امّا كسى چه مىداند كه در بازگشت چند چمدان خواهند داشت، گرچه به تلويح حاجيان را از خريدهاى اضافى منع كردهاند، اما چشم مرد دنيا دار را تنها زيارت پر نمىكند. از اين رواست كه تب خريد و فروش از آغاز ورود بر زائر مستولى مىشود و... .
متأسّفانه زوّار ما بدجورى از احكام حج سوء استفاده مىكنند، همانگونه كه در ذيل آيۀ 28 سورۀ حج و 198 سورۀ بقره و... به تفصيل توضيح داديم و گفتيم تجارت در حج نه تنها هيچ منعى ندارد، كه يكى از منافع حجّ است براى مسلمانها، منتها پس از انجام اعمال و مناسك حج و همانگونه كه گفتيم مشروط بر اينكه حاجى را از فكر عمل عبادى خود باز ندارد و حدّاقل در مدّت انجام اعمال و تا وقتى در لباس احرام است فكر و ذكرش تماماً متوجّه خدا باشد، زيرا گفتهاند دو مهر در يك دل نمىگنجد.
نويسنده سپس اضافه مىكند: «... كاشكى براى سوغات بود، بعضى از اين آقايان پارچه ها را مىآورند وطن و دولا پهنا مىفروشند به قوم و خويش. حاجى خسته نباشيد!»
حقيقت اين است كه مطالب اين سفرنامه سخت تكان دهنده است، از خواندن آن موبر تن راست مىشود.
حاجى و ربا خوارى
جواد مجابى از اينكه بعضى از حاجىها حتّى در حين سفر ربا خوارى مىكنند