173نمايندگيهاى دول خارجى در آنجا بوده لذا مانند شهرهاى اروپايى آزادى در پوشش وجود دارد وبا مكّه هفتاد و پنج كيلومتر فاصله دارد...». 1
نويسنده در مورد پيدايش و توسعۀ وهّابيّت توسّط حكّام سعودى قلم زده و تجاوزات آنها به اماكن مقدّسه ومتبرّكۀكربلا و نجف و همچنين جنايات و غارت ذخاير حرم مطهّر و سوزاندن ضريح مطهّر و قتل هزاران سيّد و عارف و زاهد و زائر و اهالى كربلا سخن گفته و آنها را برشمرده است. دركنار اسكلۀ بندر جدّه ساختمان آسمانخراشى را مشاهده كرده كه در شرف تكميل و متعلّق به ملكۀ پادشاه سعودى بوده واظهار شگفتى نموده است كه اينان خود را وارث پيامبر اسلام مىدانند چگونه درآمد حج، نفت و پتروشيمى را صرف تجمّلات و هوا و هوس خويش مىكنند در حالى كه ميليونها مسلمان از گرسنگى جان مىسپارند!...» 2
14 - اى قوم به حج رفته يا سفرنامه حج
جواد مجابى به عنوان يك روزنامه نگار در دورۀ خاصّى از اوضاع سياسى و اجتماعى (سال 1351) موفّق به سفر حج و زيارت خانۀ خدا شده، روزگارى كه خود نويسنده گفته «... نوشتن دربارۀ حج جرأتى مىخواهد كه بايد احتمال جفاى قشريان را داشته باشى و عشوۀ لادينان را كه از هر دو سوى راه انديشه بر اهل قلم را مىبندند...». 3
نويسنده به هزينۀ روزنانۀ اطّلاعات به سفر رفته و مشاهدات خود را در اين سفر علاوه بر ديد سياسى و اجتماعى، با بيان طنز آميز و زيبا بر زبان قلمِ روانِ خود جارى كرده است. در نوشتۀ وى از همان شروع سفر تا مسير حركت، مناسك، اعمال و... نشانههاى طنز كاملاً مشهود است. او با ديد انتقادى دقيق به راهيان اين سفر روحانى نگريسته و به طنز مىگويد كه اغلب اين حاجىها براى انجام عمل حج اين عبادت بزرگ الهى نمىروند، بلكه براى توبه از اعمال گذشتۀ خود رو به كعبه نهادهاند.