158وهّابيون آثار قبور را از ميان مىبرند وصورت برجستۀ قبر را بر خلاف سنّت مىدانند! طالقانى از آنها مىپرسد: «آيا سلطنت قيصرى و كسروى، كاخ نشينى، منابع عمومى مسلمانان را در انحصار آوردن و از حجّاج باج گرفتن و مسلمانان مظلوم را به روز سياه نشاندن و پولهاى مسلمانان را مثل سيل به جيب بيگانگان ريختن و كالاى اجنبى را وارد كردن از سنّت است!» 1
طالقانى مسلمانان را به قيام عليه اين مفاسد دعوت مىكند و از اينكه اطرافيان عاقل و صالح آيةاللّٰه كاشانى در اقليّت هستند اظهار تأسّف مىكند و نمونهاى از عدم تناسب همراهان و نزديكان آيةاللّٰه را بدين مضمون بازگو مىكند:
«چند تن از نزديكان آيةاللّٰه كاشانى به ملاقات وليعهد سعودى مىروند مردم منتظر و متوقّع هستند كه خضرات در ملاقات خود با وليعهد مشكلى از مشكلات حجّ آنها را حل كرده باشند، اما آنها در بازگشت، از اتاق و خانه و كيفيّت پذيرايى تعريف مىكنند! يكى از آنها مىگويد: جات خالى بود فلانى، هواى اتاق وليعهد مثل دربند خنك بود و...». 2
در عرفات سخن از اهميّت عرفات مىگويد كه بايد در فكرو اراده، انقلابى پديد آورد و بايد چشم به اسرار زندگى باز كرد. بايد توبه كرد و محيطهاى ايمانى فواصل و بيگانگيها را از ميان برد. محيط نماز جماعت، حج و عرفات، محيط حكومت ايمان و آشنايى انسان است، عصر عرفات و هنگام كوچ، اين حقيقت آشكارتر است، از انضمام قطرات نفوس، جويها و از آن نهر بزرگى از حيات و ايمان و اراده به راه مىافتد؛ ...فَإِذٰا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفٰاتٍ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرٰامِ وَ اذْكُرُوهُ كَمٰا هَدٰاكُمْ ... اين تعبير معجزه آسا، براى فهماندن وحدت حياتى اين اجتماع است!
دربارۀ رمى جمرات مىنويسد: اهل حجاز هر يك از اين سه برج را شيطان مىنامند؛ شيطان كبير، شيطان متوسط و شيطان صغير. بعضى مىگويند اينجا در جاهليّت سه بت نصب بوده است. هر چه بوده و هست رمى جمرات يكى از آخرين اعمال