142جواب دادم: ساكت باش، خدا را جسمى نيست و ممات، يعنى چه!؟ بعد از چند دقيقه گفت: پس كى در اين خانه دفن است؟ گفتم: كسى در اين خانه دفن نيست، جواب داد:
بگذار شش ماه راه آمدهايم ازكتل بالا وپايين كردهايم، سرما و گرما خوردهايم، عبثى دور اين خانه مىگرديم!...» 1
آرى اشخاصى هستند يا بودهاند كه نمىدانند براى چه به حج مىروند.
نويسنده مىنويسد: «روزى نشسته بوديم، شخصى عزيز رسيد و گفت: مبلغى پول لازم دارم، به او گفتند: هنوزاوّل منزل است، شما اگر پول نداشتيد چرا آمديد؟ جواب داد:
حقيقةً فلان وقت شب در ولايت بودم، با مادرم دعوا و نزاع نموديم، بيرون آمدم گفتم بروم مكّه!»
نويسنده از نحوۀ رفتن بعضى از حاجيان به حج از راه جبل و رفتار حمله داران مطالب فراوان آورده مىنويسد: «از جمله از كسانى كه براى اينكه مبلغ كمترى خرج كنند جان خود را از دست مىداده اند. و حمله داران ومكفّى چيان به خيال آنكه بگريزانند آنها را در زير جوال و درته بار گذاردهاند وقت خروج از جبل و دخول به آنجا، بيچاره نفسش تنگ آمده و با ننگ از دنيا رفته است! پناه بر خدا از شرّ اين مردم و احمقىِ كسانى كه براى يك تومان ضرر و نفع، جان خود را مىدهند...».
سود جويى قاضى مكّه گاهى موجب ابطال حج حُجّاج مىشود. او مىنويسد: «...
پنجشنبه هفتم... اطّلاع دادند كه قاضى حكم داده كه امروز هشتم است... براى وقوف در عرفات امشب را مىروند به منا... با آنكه احدى ادّعاى رؤيت هلال در شب پنجشنبه ننموده بود.. آنچه محقّق شده، چند كيسۀ صرّه امين كه اعدل عدول است در نزد قاضى مكّه اداى شهادت نمودهاند.
اين بدان جهت بوده كه از دربار دولت عثمانى براى قاضى همه ساله انعامى مقرر است و هرگاه روز عرفه در جمعه باشد مىگويند آن سال حجّ اكبر است بيشتر از ادرار مستمر جناب قاضى بايد ادراك نمايند، لهذا بقدر مقدور سعى دارند كه هميشه حجّ اكبر