87خود را بر جامۀ پيشين قرار مىداد، بطورى كه گاه بر روى كعبه چندين جامه از ابريشم و كتان و جامههاى پشمين و جز اينها كه از پارچههاى معمول آن دوران بود قرار داده مىشد. اين مطلب را تاريخنگاران در گفتهها و روايات خود فراوان آوردهاند.
به همين مناسبت از ابن ابىمليكه نقل كردهاند كه گفته است:
«به من خبر رسيده است كه در روزگار جاهليت پوششهاى گوناگونى بر كعبه قرار مىدادند. در آن هنگام معمولا شترانى را كه براى قربانى مىآوردند، بر آنها جُلهاى مختلف از پارچههاى حبرى 1 و بردهاى يمنى و ديگر پارچههاى بافت يمن را مىانداختند آنگاه تمامى اين هديهها را به كعبه اهدا مىكردند.
اين مطلب غير از قطعات خز و حبره و گليمها و جامههاى پشمين است كه معمولا با مقدارى از آنها كعبه را مىپوشاندند و باقى ماندۀ آن را در گنجينۀ كعبه قرار مىدادند تا هرگاه يكى از آن جامهها فرسوده مىشد، پوشش تازۀ ديگرى را بر روى آن مىانداختند. معمولا هيچيك از جامههاى فرسوده از كعبه برگرفته نمىشد. همچنين مقدارى خلوق 2 و عودسوز هم به كعبه اهدا مىگرديد كه ديوارههاى درونى و بيرونى آن را به وسيلۀ خلوق اندود مىكردند».
همچنين از «نوار» دختر «مالك بن صرمه» مادر «زيد بن ثابت»، روايت كردهاند كه گفت:
«پيش از آنكه زيد بن ثابت را به دنيا آورم و هنگامى كه از حمل او بىاطلاع بودم، جامههاى گوناگونى از چادرهاى خز به رنگ سبز و زرد و پارچههاى مويين ظريف و پوششهاى معمول اعراب و پارچههاى ريزبافت را بر كعبه ديدم.»
و نيز «عطاء بن يسار»، از عمر بن حكم سُلمى روايت مىكند كه مىگفت:
«مادرم نذر كرده بود شترى را كنار كعبه قربانى كند. بدين منظور نامبرده دو جُل، كه يكى از موى و ديگرى از كرك بود، بر شتر انداخت. پس از آن شتر را قربانى كرد و با آن