88دو جل، بخشى از كعبه را پوشانيد. در آن هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه به سر مىبرد و هنوز از آن هجرت نكرده بود. پس من در آن زمان وقتى نظر به كعبه مىانداختم، پوششهاى كوچك گوناگونى را مىديدم كه برخى از پشم و برخى ديگر از خز و از مو و كرك و سجادههاى عراقى (دشت ميشانى) بود.» 1
گفتنى است كه در دوران جاهليت، تهيّه و تأمين جامۀ كعبه تنها به وسيلۀ افرادى كه به عنوان تقرّب و نزديكى به پروردگار، پوششهايى را بدان اهدا مىكردند، نبود بلكه قريش با يكديگر هميارى مىكردند و بر كعبه جامه مىپوشاندند.
در روزگار «قصى بن كلاب» برنامهاى تدوين گرديد كه بر اساس آن هر قبيله، مبلغى به اندازۀ توان خود مىپرداخت. وضع تا مدتها اين چنين بود و جامۀ كعبه بدينسان از سوى قبايل قريش تأمين مىشد. تا آنكه «ابو ربيعة بن مغيرة بن عبداللّٰه بن مخزوم» به درجۀ بالايى از توانگرى رسيد. او كه به جهت تجارت با يمن، بسيار توانگر و ثروتمند شده بود، به قريش گفت:
«من خود به تنهايى يك سال جامۀ كعبه و پوشش آن را به عهده مىگيرم و سال ديگر شما همگى آن را بپوشانيد.»
از آن پس نامبرده چنين مىكرد - او تا زمانى كه زنده بود پارچه حبرى 2 بسيار نيكويى را از سرزمين «سكاسك» در يمن وارد مىكرد و كعبه را با آن مىپوشانيد.
قريش او را «عدل» نام نهادند؛ زيرا او مانند همۀ قريش به تنهايى جامۀ كعبه را بر عهدۀ خويش قرار داد. آنان پس از او بر فرزندانش نيز لقب «بنى عدل» اطلاق مىكردند. 3
پيش از اسلام و در دوران جاهليت «خالد بن جعفر بن كلاب» بر شترى كه در آن