228معظمه بود، اطلاق مىگرديد. 1
به سختى مىتوان زمان معينى را به عنوان تاريخ ظهور محمل ياد كرد؛ زيرا حركت كاروان محمل، آنهم بدين صورت ساده كه تنها حامل هداياى ويژهاى براى بيتالعتيق باشد، امرى عادى بوده كه ممكن است به پيش از اسلام برگردد؛ زيرا باتوجه به تقدّس كعبۀ مشرّفه در ميان عرب و ارسال هدايا به وسيلۀ آنان، امرى طبيعى در ميان عربِ دوران جاهليت بود، امّا حركت محمل در هيأتِ كاروانى رسمى، آنهم با چنين جلال و جبروتى كه پيرامون آن را خَدم و حَشم فراوانى دربرگيرد و آذينهايى را بر آن قرار دهند و طبلزنها و نىلبكزنها همراه آن به حركت درآيند، نمىتواند ارتباطى با ظهور اسلام و آغاز آن داشته باشد، بلكه قرنها پس از ظهور اسلام، بههنگام دولت ايوبيان بوده و شايد حركت كاروان «شجرةالدرّ» - كه كجاوه را آراسته به زيباترين و مجلّلترين تزيينها كرده بودند و خَدم و حَشم فراوانى پيرامون آن را دربرگرفته بود - موجب شده باشد كه برخى تاريخنگاران تصور كنند ظهور محمل به دوران حجگزارى او در سال 645 بازمىگردد. و از آن پس حركت محمل بدينصورت، در نزد پادشاهان مصر سنت شد تا آنجا كه تزيين و آراستن آن از سالى به سال ديگر فزونى يافت و سنگينى پردۀ محمل به حدّى رسيد كه شتر حامل محمل از حمل كالاى ديگرى ناتوان مىشد؛ زيرا پردۀ محمل به همراه چهارچوب كجاوۀ آن، بهحدود چهارده قنطار 2 مىرسيد.
بدينجهت، از آن پس هداياى ارسالى ديگر، در صندوقهاى ويژهاى قرار مىگرفت و بهوسيلۀ ديگرشتران كاروان حمل مىگرديد.
محمل مصرى داراى دو پرده بود؛ پردۀ روزانه كه از پارچهاى سبز بود و ديگر پرۀ زردوزى شده كه تنها به هنگام مراسم رسمى بر روى محمل قرار داده مىشد.
روز خروج محمل از مصر، جشن باشكوهى بهپا مىشد و قاهره در آن روز تماشايى بود؛ زيرا سربازان سواره و پياده و پاسداران و خدمتگزاران محمل به همراه اميرالحاج كه غالباً از ميان پاشاهان ارتشى برگزيده مىشد، در پيشاپيش كاروان