151مشك خوشبو ساخته بودند. تعدادى از خدمتكاران به علّت سنگينى، آن را كشيده و نصب نمودند... معز بامدادان براى نماز عيد قربان به جايگاه خويش حركت و آنچه كه در نماز عيد؛ از قرائت و تكبير و ركوع و سجود طولانى بود، انجام داد و سپس خطبه خواند، آنگاه با همراهان خويش حركت نموده، در كاخ خويش فرود آمد. در اين هنگام بود كه بارعام داد و مردم گروه گروه براى ديدن سايبان نصب شده، بدان وارد شدند. در آن روز از تمامى مردم - از شاميان وعراقيان - كسى باقى نماند كه سايبان را از نزديك نبيند! و اين در حالى بود كه تمامى مردم عراق و شام و ديگر حاجيان اذعان داشتند كه تا آن زمان همانند آن سايبان را نديده بودند...!» 1
حال آيا مىتوان گفت كه آن سايبانها، همان پردۀ درِ كعبه بودهاند؟ و يا آيا ممكن است بگوييم كه آن سايبانها كه بر پيش روى كعبه قرار داده مىشده، زمينۀ فكرى نوينى را براى متخصصان ايجاد كرد كه پردهاى را براى درِ كعبه به وجود آورند؟ خداوند سبحان به حقايق آگاهتر است. در هر حال، پردۀ درِ كعبه همه ساله بافته مىشد و به همراه جامۀ كعبه ارسال مىگرديد و با گذشت زمان، تغييراتى در چگونگى تزيين آن صورت مىگرفت به طورى كه در بافت آن از تارهاى نقرهاى زر اندود و نيز نوشتههايى از آيات قرآنى و جز اينها به كار مىرفت تا اينكه به صورت كنونى درآمد.
در بخش جداگانهاى به هنگام سخن از چگونگى ساخت آن در مصر عصر جديد و در دولت سعودى كنونى به تفصيل سخن خواهيم گفت.
دوّم - پيدايش گلدوزيهاى طلا و نقره بر جامۀ كعبه
پيشينۀ تزيين قسمتهاى مختلف جامه از قطعههاى نوشته شده و كمربند و پردۀ درِ كعبه و آذين آنها به تارهاى نقرهاى پوشيده شده از طلا، بر اساس آنچه كه تاريخ نگاران در ضمن شرح از قطعههاى نوشته شده آوردهاند، به اوايل قرن نهم هجرى مىرسد كه با ابريشم سفيد و گاه به وسيلۀ ابريشم سياه بوده است.