65نزاع ميان سنيان كه تا قرن پنجم بيشتر «كلامى» بود، به تدريج به صورت يك نزاع «فقهى» درآمد و بعدها جز خط محدود ابن تيميه و شاگردش ابن قيِّم، تسنن تا دورۀ اخير كه اهل حديث در عربستان سعودى مسلط شدند، به مواضع افراطى اهل حديث نگراييد.
اكنون چند سالى است كه آثار اهل حديث، كه تاكنون مورد بىاعتنايى قرار گرفته بود، تحقيق و نشر مىشود. تعداد زيادى از آنها بعنوان پايان نامۀ فوقليسانس و حتى دكترى توسط دانشجويان دانشگاه اسلامى مدينه و دانشگاه امالقراى مكه تحقيق شده و با سرمايه ناشرين سعودى به چاپ رسيده است. آثار كلامى و فقهى آن در انديشه علمى موجود در كشور مزبور به خوبى حاكم شده و علىرغم تفاوتهاى مختصرى كه با شكل كهن آن وجود دارد، سر جمع، احياى همان سلف و همان گرايش اهل حديث است. در بخش كلام، مهمترين اثر، نفى فلسفه و كلام و گرايشات عقلانى، و در فقه، نفى مذاهب فقهى پيشين و ترويج حديث و نوعى «اجتهاد اخبارى» است. تا پيش از سه دهۀ قبل، چهار امام از چهار مذهب فقهى در مسجدالحرام نماز مىگزاردند اما با غلبۀ اين نگرش فقهى جديد، يك امام براى تمام مسجد برگزيده شد. در آثار فقهى جديد هيچگونه اشارهاى به آراء و اقوال مذاهب اربعه نشده و تنها بر پايۀ احاديث، فتاوايى ارائه كرديده است.
محروهاى بحث در عقايد اهل حديث، در زمينۀ مسائل كلامى كه در قرن سوم اهميت تام داشته و اصولاً مسائل فقهى نسبت به آنها، و در نظر آنان، از اهميت بسيار پايينى برخوردار بود، شامل چند مسأله مىشد: اعتناى كامل به احاديث و دورى از عقل و رأى و پرهيز از هر نوع اجتهاد، احاديثى كه مورد قبول آنها قرار مىگرفت كه رواياتى بود كه تنها از طريق محدثين مورد اعتماد آنان نقل شده و به هيچ روى به راويانى كه اندك گرايشات معتزلى يا شيعى داشتند بهايى داده نمىشد. حنابله براى دقت در اين كار شروع به كار رجالى گسترده كرده و تمامى كسانى را مخالف آنها بودند متهم به ضعف در نقل و جعل حديث كردند. آنان كوفه را به دليل داشتن همين گرايشات مورد بىاعتنايى قرار داده و آنها را «دارالضرب حديث» لقب داده بودند. ابوحنيفه را نيز به دليل استفاده از رأى، مورد شديدترين اتهامات قرار دادند. اين امر جز اين دليلى نداشت كه او احاديث موجود در كتب محدثين را مجعول دانسته قابل اعتماد نمىديد. نتيجۀ برخورد مزبور از طرف اهل حديث آن شد كه آنچه