60همانطور كه قبلاً هم گفتم امسال شمار زيادى از آفريقايىهاى مالكى مذهب را ديدم كه در نماز تكتف نمىكنند و دست خويش را در نماز رها مىكنند، اين امر از آن روى كه نشان مىدهد تنها شيعه نيست كه تكتف ندارد قابل توجه است. اين را هم بگويم كه در همان حال وعظ آن واعظ نابينا، نماز جماعت ديگرى در انتهاى مسجد سرپا شد اما هيچ حساسيتى نسبت به آن برانگيخته نشد.
منازعه بر سر اينگونه مباحث بين شيعيان و وهابيان در تمام ايام حج و طى سالهاى متمادى جريان داشته است، عمدۀ بحث بر سر آن است كه آيا فلان عمل و بيشتر موارد تبرك مجاز است يا نه، يكى از دوستان (آقاى جواد محدثى) اين قبيل مباحثات را در قالب «گفتم، گفت» تنظيم كرده و در نشريه زائر سال گذشته به چاپ مىرساند، يك نمونه از آنها را به عنوان مثال و براى اينكه به يادگار بماند در اينجا مىآورم:
گفتم - گفت: حرام! حرام!
از در مسجدالحرام مىخواستم وارد شوم ديدم زنى سياهپوست، «بابالسَلام» را بوسيد.
مأمور، چنان بر سر او زد كه دلم برايش سوخت.
گفتم: برادر! او مهمان خداست چرا به ميهمان خدا بىاحترامى مىكنى؟
گفت: كارى كه مىكند، شرك و حرام است!
گفت: چرا؟... آيا فكر مىكنى كه انسان با بوسيدن در، مشرك مىشود؟
گفت: كجايى هستى؟
گفتم: ايرانى!
گفت: از حقيقت دوريد و كارهايتان شركآلود است!
گفتم: چطور جرأت مىكنى كه ما را كه از راه دور، به عشق خدا و رسول و براى انجام فريضۀ حج آمدهايم مشرك بدانى؟ كجا مشرك، براى عبادت به مركز توحيد مىآيد؟ مگر مرز توحيد و شرك در دست شماست كه هركه را بخواهيد مشرك مىدانيد؟
گفت: در و ديوار، از سنگ و چوب است. چه قداستى دارد كه مىبوسيد؟
گفتم: برادر!... آيا تو در خانه، فرزندت را نمىبوسى؟