59امام جماعت در ركعت سوم قنوت خواند. در دو سال گذشته فقط امام جماعت مسجدالنبى و مسجدالحرام را ديده بودم كه چنين مىكردند اما اين بار امام اين مسجد هم ضمن قنوت به مردم بوسنى، كشمير و فلسطين دعا كرد. بعد از اتمام نماز هم يك نابينا به وعظ پرداخت، تعجب من از وجود تعداد فراوان نابينا در علماى دينى اينجاست كه از شوراى افتاء گرفته تا اينجا حضور دارند. اول از شرك سخن گفت و بعد از شرايط حج.
مسجد همچنان پر سر و صدا بود و تنها تعداد اندكى آفريقايى به سخنش گوش مىدادند.
قدرى كه صحبت طولانى شد. امام جماعت نيز با استفاده از اين امتياز كه واعظ او را نمىبيند برخاست و در عقب مسجد شروع به نماز كرد. تعداد زيادى ايرانى در مسجد بودند كه در نماز شركت كردند و اينها بىتوجه به سخنران آماده براى رفتن و پر سر و صدا.
گفتگو با امام جماعت مسجدالاجابه
سال گذشته در همين مسجد با امام جماعت بحثمان شد، من كه پس از خواندن قرآن آن را موقتاً روى زمين گذاشته بودم مورد اعتراض او قرار گرفتم، او گفت شما به در و ديوار احترام مىگذاريد اما به قرآن احترام نمىگذاريد. در پاسخ گفتم اولاً چه كسى گفته است كه اگر قرآن را روى زمين بگذارند توهين به قرآن شده است. ثانياً آيا ما كه در حال نزاع با قدرتهاى مشرك و كافر هستيم به قرآن احترام مىگذاريم يا شما كه آمريكايىها را به داخل كشور خود آوردهايد تا از شما دفاع كنند؟! مگر نه اين است كه قرآن مىفرمايد:
«ليس للكافرين على المؤمنين سبيلا؟» بعد هم به او گفتم كه تبرك همين مسجد به خاطر آن است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله در آنجا راه رفته بود. حقيقتاً به قدرى نظام فكرى صورى دارند كه قابل تصور نيست، به علاوه دربارۀ تبرك به تمام معنا از سيرۀ سفل دورند و در اينباره مشى برخلاف سيره و سنت اصحاب دارند. كافى است كسى آثار تاريخى و حديثى اهلسنت را مرور كند، در آن صورت درخواهد يافت كه چه اندازه اصحاب پايبند تبرك به آثار آن حضرت بودهاند. در آخر آيهاى را كه مربوط به استفاده سامرى از خاك كف پاى رسول براى به حركت در آوردن گوسالۀ خود بود برايش خواندم.