45ضعيف، شب و روز به قادر حقتعالى - جل جلاله - مىناليد كه سببى سازد كه اهل ايمان را از اين سعادت بهره باشد. آخر الأمر به امر ملك علّام چنان شد كه دوستان خواهند و سبب جرأت فقير اين بود كه درويشى نزد فقير آمد و گفت كه امشب خواب ديدم كه تابوت حضرت امام حسين عليه السلام را در پيش كعبۀ شريفه گذاشتند و حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله مع جميع انبياء واولياء عليهم السلام بر آن نماز كردند و حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله به شما فرمود كه اين تابوت را بردار و در اندرون كعبه دفن كن. چون فقير اين خواب را شنيد با خود «چنين تعبير كرد» 1 كه امام را به خاك سپردن منصب امامت است و منصب به خاك سپردن امام حسين عليه السلام از امام زينالعابدين عليه السلام است. پس اين اشاره است كه منصب على بن الحسين عليهم السلام در كعبه كه اساس گذاشتن است به تو فرمودهاند؛ بنابراين دل اين فقير قوى شد.
و حكايت اساس شريف چنان است كه روز سهشنبه سيوم جمادىالثانى سنه 1040 شروع در فرود آوردن بقيۀ خاك مبارك شد. اين ضعيف با فعله، بكار كردن مشغول شد - والله يعلم المفسد من المصلح 2 - و جميع فعله به امر الهى به آن دو شخصى كه از جانب سلطان روم، يكى را وكيل و يكى را مباشر كرده فرستاده بودند، مريد و معتقد فقير شدند؛ چنانكه هر چه مىگفت در باب خانۀ مبارك مىشنيدند تا آنكه چهار طرف خانه را فرود آوردند الّا ركن شريف حجر؛ چنانكه يك سنگ بالاى حجر شريف و يك سنگ زيرين آن را گذاشتند كه تا وقتى بنّا به آنجا برسد حجر مبارك را بردارد و فقير به مباشر گفت كه ركن شريف حجر را حفظ بايد كرد تا فَعَله پاى برو ننهند؛ قبول كرد و الواح خشب طلبيد؛ به امر الهى به پنج لوح به عدد آل عبا عليهم السلام ركن شريف محفوض شد. و اين ضعيف به يكى از مؤمنان گفت كه گويا حضرت آل عبا، منع بر داشتن حج مبارك خواهند كرد. آخر چنان شد؛ چرا كه قوتى كه فقير به توفيق الله تعالى و امداد معصومين عليهم السلام اساس بيتالله الحرام را گذاشت، بسيار بر مخالفين گران آمد؛ به جهت آنكه در وقت اساس گذاشتن به امر الهى، كسى از ايشان حاضر نشد گويا كه حق تعالى ايشان را «فى