46سلسلة ذرعها سبعون ذراعا» 1 قيد كرده بود الّا مباشر و چندكس از بنّايين؛ چنانكه شيخ الحرم در خفيه (ظ) اشاره به آن جماعت كرده بوده كه اساس كعبه را فقيه رافضيان گذاشت و به گوش اين ضعيف رسيد و روزى كه بنّا به ركن حجرالاسود رسيد و خواستند حجر شريف را از جاى خود بردارند اين فقير تقيه كرده حاضر نشد و اكتفا به اساس گذاشتن و سه ذراع از ارتفاع تمام عرض كه ناودان رحمت در اوست كرده بود چرا كه از حديث اساس گذاشتن على بن الحسين زينالعابدين عليهم السلام نفس اساس گذاشتن فهميده مىشود و در اين فصل ذكر خواهد شد - انشاء الله -
الحاصل كه حضرات معصومين عليهم السلام حجر شريف را حفظ كردند و نگذاشتند كه مخالفين آن را از جاى خود بردارند.
نعم وقتى كه سنگ بالاى حجر را خواستند كه بردارند؛ آن سنگ رو، زير حج مبارك كردهاند اندكى از حجر به ظلم و تعدى ايشان شكست و بدان چسبانيدند.
و قصۀ اساس شريف چنان است كه شب يكشنبه بيست و دوم همين ماه قرار شد كه وقت صبح اساس كعبۀ شريفه گذاشته خواهد شد و اين ضعيف آن شب به حق 2 سبحانه و تعالى تضرع و زارى مىنمود. وقت سحر برخاست، غسل دخول كعبه كرد و از اعجاز معصومين عليهم السلام هيچكس از اهل مناصب حاضر نشد الّا مباشر و چندكس از بنّايين و فعله؛ و چون مباشر اين فقير را ديد گفت: يا سيد زينالعابدين اقرأ الفاتحه! فقير دست برآورد و فاتحه خواند و بعد از فاتحه دعا كه از ائمه معصومين عليهم السلام مرويست كه مسمّى به دعاى سريع الإجابه» است خواند و دعاى به سلطان كرد و حضرت مهدى عليه السلام را به خاطر گذراند و سنگ مبارك ركن غربى را گرفته و محمدحسين ابرقويى كه از صالحان است و شيعه است، طاس اولين آهك را به فقير رسانيده و در زاويۀ ركن غربى ريخته و اين ضعيف آن اهك را بدست خود پهن كرد و در خاطر گذراند كه دولت محمد و آلمحمد عليهم السلام قائم باد؛ بسم الله الرحمن الرحيم