236كربلا شديم. حاجى مهدى به استقبال آمد و من قدرى راه پياده شدم تا حرم پياده بودم.
روز يكشنبه چهاردهم از كربلا حركت كرده عازم نجف شدم؛ از راه آب، در طراده خوش گذشت بسيار. روز دوشنبه در طراوه (پايم) درد كرد؛ بعد از بيرون آمدن از طراده با درد پا به الاغ سوار شدم رفتم به نجف اشرف خانۀ حاجى حسين شمسى منزل كردم؛ پنجروز پا درد بودم كه به زيارت مشرف نشدم، زالو انداختم خوب شد تا روز يكشنبه بيست و هشتم در نجف بودم؛ سحر شب دوشنبه بيست و نهم از نجف حركت كرده عازم مكه شدم.
در كربلا
كربلا، آباد و معمور، مملو از علما؛ نجف اشرف نصفش خراب، منحصر است به شيخين و صد و پنجاه نفر كمتر يا زيادتر طلبۀ ايران جمع، و درس مىخوانند خدمت شيخين؛ جمعى از ملازادههاى ايران در نجف تحصيل مىنمايند. در مجلس شيخ محمدحسن، 1روزى چهل پنجاه مجتهد حاضر مىشوند. خدمت شيخحسن 2 هم به همين نهج. امورات عرب، حكم با شيخ حسن است امورات عجم تمامى با شيخ محمدحسن است. آنقدر خوشحال مىباشد كه حساب ندارد. شيخ مرتضى اصولى 3در نجف مىباشد، بسيار ملا و خوشحال مىباشد و به كسى كار ندارد. در كربلا، شبى سى پيشنماز، نماز مىكند؛ در حرم، در دم رواق، در صحن مبارك كثرت ملا محمدحسين قزوينى 4 زيادتر است.
مردى در كربلا پيدا شد از طايفۀ شيخ، 5 از شيراز آمد، مدعى جعل قرآن و آمدن امام بود.
نجيب پاشا فرستادند گرفتند بردند. 6 در كربلاى معلى، مرجع هندوستان و سند و