235
آغاز سفر
الحمد لله الذى شرَّفنى بزيارة بيته الذى كان محل زيارة التقياء (و) المسلمين والصلوة والسلام على اشرف الخلايق محمد وآله الطاهرين
اما بعد: چنين گويد بندۀ محتاج الى ربه العلى محمد ولى كه چون در سنۀ 1260 كه توفيق رفيق و سعادت توفيق گرديد و بعد از حصول استيذان از پادشاه جمجاه رئوف و مهربان السلطان بن السلطان بن السلطان محمد شاه غازى - خلد الله ملكه و دولته الى يوم القيامه - به زيارت بيت الله مشرف شدم، در عرض راه آنچه از قواعد و وقايع كه مشاهده نمودم يا آنكه بر وجه تحقيق قطع حاصل كردم به جهت اطلاع و استحضار و رويداد احوال، بر وجه اختصار بر اين صفايح نگاشتم تا بيننده و خواننده را كه توفيق اين سفر خير اثر نصيب شود بصيرت حاصل گردد.
و بعد از قطع منازل از دارالخلافه الى قزل رباط، از آنجا حركت نمودم كه به جهت شب بيست و يكم وارد كاظمين عليه السلام بشوم. روز بيستم كه جمعه بود در ماه مبارك رمضان، وارد كاظمين عليه السلام شدم، قبل ظهر و همان روز زانوى چپ من درد كرد. روز بيست و دويم پنجاه زالو انداختم خوب شد. شب چهارشنبه بيست پنجم رفتم به سُرَّمَن راى. شب پنجشنبه در راه بودم. شب جمعه را وارد شدم. روز شنبه بيست و هشتم از سرمن راى با ناخوشى بيرون آمديم بشدت ناخوش بودم. صبح دوشنبه روز عيد رمضان را وارد كاظمين عليه السلام شدم. روز چهارشنبه سيم از كاظمين حركت، روز جمعه پنجم شوال وارد