223دريافت گردد، امروزتمام وقت صرف تصفيه و تصحيح اين صورت شد، ولى باز وقت وفا نكرد.
روز دويم رفتم، معلوم شد حسين افندى نيرنگ ديگرى زده مطلب را منقلب كرده، حالت يأس روى داد، آمدم در مسجد در مقام شريف خليل عليه السلام مقدارى نماز كردم باز برگشتم، والى را ملاقات نموده بيانى اوفى از سابق در آن معنى سروده عرق غيرتش متحرك شد مجدداً حسين افندى را خواسته تا قريب غروب آفتاب چهارصد و كسرى ليره عثمانى از آن ملعون دريافت نموده، بدون كسر و نقصان تحويل حجاج دادم، عموماً دعاگو و آسوده شدند، اينها همه سهل است در طى جواب و سئوال والى از روابط بستگى به حضرت آقا مطلع شد، اظهار خلوص فوقالعاده كرد، بعد از تبليغ سلام تمنى نيابت دستبوسى كرد، لوازم تجليل را بطور مستوفى مرعى داشت، با وجودى كه از طرف حضرت آقا به هيچ وجه اظهار محبتى به او نشده بود، كمال انسانيت كرد: اين همه آوازها از شه بود گرچه از حلقوم عبدالله بود
به حكم النقمة صيد والشكر قيد ومن لم يشكر الناس لم يشكر اللله، بايد انصاف بدهم و جُلِّ اين اكرام و اعزاز و اجلالى كه در اين مواقع ديديم از بركت نام نامى و اسم سامى حضرت سيدنا المكرم و مولانا الافخم استادنا الاعظم متع الله المسلمين بطول بقائه بود، بحمدالله در تمام نقاط و مراكز ملى و دولتى صيت مطاعيتش كوشزد پير و برنا شده قلوب كوچك و بزرگ مجذوب و محبوب مهر و محبتش مىباشد.
چون تا يك درجه از حل مشكلات عويصه فارغ شديم و جملهاى از ايشان كوچ كرده از مكه روانۀ وطن شدند عزم عمرۀ مفرده كرده به هيئت محرم الاغى گرفته، به ادنى الحل آمده، احرام عمره مفرده بسته مراجعت نموده، مناسك عمره ادا، دعاى خير به دوستان نموده خداى را جل و علا از اين توفيق شاكر شدم، مجدداً به فاصلۀ يك روز عزم مفرده ديگر كرده به همان منوال به اتفاق يكى از رفقا رفتيم و آمديم، حضرت آقا هم به اتفاق بعضى اصحاب يك روز ديگر براى عمره مفرده عزيمت فرموده تشريف بردند؛ اللهم اجعل سعينا مشكوراً.