218است كه خدا روزى آرزومندان فرمايد؛ يك سمت آن بيابان وسيع را بساط محملين چيده و يك دامنه كوه را دستگاه شريف گسترده و اطراف را اعزه حجاج و ذوىالاحتشام از ممالك متفرقه خيمه زده يك طرف هم مذبح قرار داده فزون از عد و حد، احشام و اغنام نموده.
لدى الورود وضو گرفته رمى جمره عقبه كرديم. با هيئت رفقا قريب بيست نفر متوجه راه جمره شديم ولى به مجرد آنكه از حريم صحرا به جاده افتاديم و زير شكمهاى شترهاى مشكدف كه قطار در قطار ايستاده و رنده بودند بناى راه پيداكردن گذارديم، هيئت جمعيت متفرق گرديد. به هر حال كيفيت تصادم فرق مختلفه حاج و شكدفها و ضيق طريق نوشتنى نيست.
اسهل مناسك همين رمى جمره است و مقدماتش اصعب امور است، بالاخره خود را به عقبه رسانده چندين هزار دست و سنگ متوجه همين يك نقطه است، رجال و نساء، حضرات عامه به يك فشار و شدتى روى هم مىريزند و بى مهابا، مشتهاى پر از سنگ را پرتاب مىكنند، خواه به نقطه معهوده بخورد، خواه به سر و بدن حاج بيچاره بخورد.
«غرض سنگى است كزما بازماند». و بالجمله در آن جزر و مد امواج افواج خلايق، خود را نزديك موضع رسانده نيت كرده دعاى مأثور: «اللهم هذه حصياتى...» الخ را خوانده پشت به قبله سنگها را به سبابه و ابهام به نشانه زده فارغ شديم. عرق زياد، تصادم و تماس عنيف با بدنهاى سياه متعفن جاوهاىها و هندىها صداى غريبى و كثافت زيادى توليد نمود.
مراجعت به سمت خيمهها كرده در بين راه شدت ضيق و تصادم شتر و شكدف روى به كمال گذارد، حقيقتاً در آن فشار و تدافع مخاطرات عظيمه مترقب بود، خصوص آنكه اسبى هم از فشار شكدفها و شترها رميده بناى جفته و ميداندارى گذارنده زن و مرد از طرفين خود كالجراد المنتشر متفرق روى هم مىريختند.
رسيدم به خيمه، از سلامت رجوع، شكر الهى كرده عزيمت قربانى نموده رفقا هم بعضى همراه و بعضى در خيمه، رفتيم در صحراى گوسفندى، قيمت اغنام بالنسبه به سنوات سابقه خوب بود تا بعد از ظهر معطل عمل ذبح شديم و خيلى صدمه خورديم، ذابح را از خودمان