216شرعيه، مطلب تصفيه شد. صورت اشخاص در ورقۀ على حده ثبت است.
و بالجمله قريب ظهر چاووش جار زد كه نيت وقوف بكنيد تا بعد از ظهر اطمينان حاصل و بناى آن شد كه عرفه باشد. در حل و عقد اين مسأله مهمه و كثرت ارجاعات حاج و سئوالات شرعيۀ ايشان، مجال آن كه ناهارى صرف كنيم يا دعايى بخوانيم نشد، دفعتاً مجلس را بهم زده برخاستم مشغول دعاى صحيفه شده باز مشغول به مردم شديم و له الحمد على كل حال، قريب به غروب كجاوهها بار كرده تا مغرب را در حدود عرفات بوده روى به مشغر نهاديم. از هنگام سوارى صداى شليك تفنگ و طپانچه و توپ سروع شد، بلكه از بعد از ظهر عرفه توپهاى دولتى كه همراه محملين است شليك كردند.
هيئت قواف حجاج در آن اول شب با مشاعل و محامل شكوه عظيمى دارد. اداره و دستگاه شريف مكه با بساط هرچه مجلل يك طرف، هيئت حاملين محملين از عساكر و توپ و موزيكال و مجسمه محمل كه به انواع زر و زيور و نفايس مزين و مكلل است يك طرف، مولى سلطان عبدالحفيظ هم با وضع جلالتش يك طرف، پادشاه سياههاى سوخته امم با هيئت مهيبه و جماعتى گرزهاى آهنين به دست و مشعلهاى افروخته در جلو بن يك شتاب و شدتى حركت مىنمايد، فىالحقيقه تماشاى آن فرق مختلفه و اشكال متفرقه و حركات عجيبه انسان را مبهوت مىكند. خلاصه جمعيت سواره و پياده حاج كه شايد بالغ بر قريب سكصد هزار نفر مىشوند با محامل و شكادف در آن وقت شب بايد از بغاز قزح عبور كنند، تصادم اين قوافل موقع را باريك و محظور مىنمايد، صداى گلوله است كه در قلل جبال پيچيده.
بحمدالله به سلامتى گذشتيم و در صحراى مشعر محاذى مسجد پياده شديم و صرف چاى نموده نماز مغرب و عشاء را به يك اذان خوانده صرف شام كرديم، مشغول التقاط حصى شده غالب شب را بيدار بوديم، رعد و برق توپ است كه صحرا را كر كرده، منظر مشاعل چون انجمن آسمان به تعداد نمىرسد، از هر گوشه يك صدا و زمزمه بلند است.
به هر انجمنى كه توجه مىشود وضع مخصوصى دارند، بالاخره خواب مختصرى كرده، در تمام مواقف چشم داشت به همين ساعات خاصه مشعر هستم، اگر خدا قبول كند، رقتهاى كامل