174خاطر شريفشان آرام نگرفت؛ ضمناً جعلى منتشر كردند كه عزو در بين راه است، شب تا صبح فرياد الحفاظ الحفاظ بلند كردند خواب درستى نكرديم؛ چون شب جمعه بود احياى بيتوته قهريه را مغتنم دانستم و بالجمله بعد از طليعۀ آفتاب شكم گرسنه روى به راه گذاشته بيابان سنگلاخ قفر، باد متوسط كاسر حرارت شمس، ساعت نه به قلعۀ مخروبه عرك نزول نموده. چنين است رسم سراى درشت گهى پشت بر زين گهى زين به پشت
هركسى ريش خود را در طريق سعادت به دست غير ارباب صلاح بدهد اين طور در صدمات شديده مىافتد؛ اللهم نجنا من مضلات الفتن
عرك
نزول: ساعت نه از روز جمعه دوم شهر ذىقعدة الحرام (ماها استهلال كرديم و نديديم)؛ خروج: ساعت شش و نيم از شب
مخروبه قلعهاى است و چمشه آب شيرين خوبى، چند نفرى اهالى دارد، حوايج حجاج چندان يافت نمىشود، فقط نانى و هيزمى و كاهى داشت. از خستگى راه و حركت در تعب شديم، سيّما به ضميمۀ گرسنگى، مضافاً الى شرب الزعفران فى صبيحة الجمعه با نسختى، هرچند فرح زعفران بدل گرسنگى حفظ عروق مىنمود و هذا من بركة البرامكة؛ تمام نگرانى به جهت مزاج حضرت آقا بود كه با آن طبيعت صفراوى و حركت سودا و ارتفاع عرق غضب به جهت خلاف حملهداريان و فوت وقت عزيز و صدمات وارده به جهت حاج از انتخاب اين طريق و ترك راه حلب و آفتاب راه و ناشتا بود؛ الحمد لله كه شررى فعلاً محسوس نيست. ينبغى حاجيان سالكين طريق شام را كه شخص واقفى بر مواقف و مراحل ملتفت مواضع و منازل همراه داشته باشند كه در تدارك منازل خالى از قوت را قبل از ابتلاء ببيند و لااقل در كجاوهها تدارك كنند؛ و هذه سيئة من سيئات الحملهداريه حيث استحسنوا هذا الطريق و فعلوا ما فعلوا.
تدمر
نزول: ساعت يك و نيم از آفتاب تقريباً؛ خروج: اول آفتاب روز بعد