173مركز عسكريه هم ساختهاند؛ چون هندوانه و آب فرات همراه داشتيم خوش گذشت، گوسفند زياد در آن صحرا ملاحظه گرديد. خلاصه شب را نيمه كرده حركت كرديم.
بئر جديد
نزول: ساعت سه و نيم از دسته؛ خروج: ساعت شش و ثلث از شب بيابانى است مالامال دل تا خانۀ ليلى دو صد مجنون سرگردان در اين ريگ روان گم شد
چاهى نشانه معموره حفر كردهاند، با روزِ گذشته قريب المخرج، 1 بلكه قدرى هم مالح است بطورى كه قابل انتفاع طبخ هم نيست، مخروبۀ عسكريه هم دارد، دو نفر عسكر از دنيا رميده از جان خود سير شده آنجا ساخلو هستند، چه جنايتى كردهاند كه به سياست در اين صحرا مستحفظ شدهاند؟ چون هندوانه و بقيه (آب) فرات داشتيم بد نگذشت.
سُخْنى
نزول: ساعت چهار از دسته تقريباً؛ خورج: نيم ساعت از آفتاب فردا گذشته
قريهاى است بر رئوس تلال و محاط به جبال و تلال؛ يك فرسخ به آنجا مانده كوه ابيض مشاهده مىشود. گويند رمل سفيد است، زراعت مختصرى دارد، چند قطعه باغستان محقرى دارد، دو گنبد سنگى در سرتلى در اين قريه است كه اهالى محترم شمارند، گويند قبر شيخ واصل است. عيون متعدده دارد حارّ و گرم، يكى از آنها را حمام رسمى كردهاند. گويند براى امراض جلدى نافع است و ليس ببعيد قياساً بسائر المياه الحارة المعدنيه؛ و به همين ملاحظه طرف ظهر رفتم در آب گرم تنظيفى كرده بدل حمام شد. در قريه رفته نان و ماست گرفته، ناهار و بادمجان و ماست اعلى صرف گرديد. از اوايل غروب زمزمۀ رحيل و وقوف آغاز شد، حجاج بناى رحيل و كوچ، مكارىها به جفت خستگى مالها، بناى توقف، حاج خيلى دلتنگ، حضرت آقا در كمال تيُّر بناى فسخ معامله با حملهدارىها دارند، تا صبح