132هشتاد سال داشته فرزند دادهاى به من نيز بده. بعداً از يك زن يك فرزند و از ديگرى كه مادر آقاى قرائتى است صاحب يازده فرزند شده. آقاى قرائتى گفت شايد تعداد گربهها همينقدر بوده!
به هر حال به مشعر رسيديم. در مشعر براى نخستينبار دستشويى ساختهاند، اما آنقدر كم كه صف پشت آن به ده پانزده متر مىرسيد و اين دستشويى از مشكلات سفر حج بويژه در ايام عرفات و مشعر و منى است. همين شلوغى سبب شده بود كه شمالى از حجاج به آن سوى اتوبوس ما كه پشت آن خوابيده بوديم آمده و ادرار مىكردند، گويا كمكم تعداد بيشترى خبردار شده بطورى كه كمكم ابوال روان شده و برخى از دوستان به اجبار جاى خود را تغيير دادند.
ساعت 9/5 شب براى جمعآورى ريگ به كوه رفتيم، در راه اردوگاهى از نيروهاى انتظامى مستقر بودند. زمانى كه بالاى كوه مشغول جمعآورى ريگ بوديم جوان عربى آمد و گفت سعودى است. سئوالش اين بود كه وضع خدمات سعودى در عرفات و مشعر چگونه است. طبعاً من كه با آقاى خاتمى بودم از دادن پاسخ خوددارى كرديم. او گفت كه از مأمورين دولن نيست فقط مىخواهد بداند نظر ما چيست. فرد سادهاى به نظر مىامد.
ساعت سه شب دهم در مشعر چند قطره باران آمد اما در ساعت 4ا مقدار بيشترى آمد و تقريباً همه را بيدار كرد. دو مرتبه سكوت كه براى دو ساعتى حاكم بود بهم خورد ابتدا نمازهاى جماعت و بعد حركت ماشينها.
فراموش كردم بگويم كه زيباترين صحنههاى عرفات به سمت مشعر، طريق الشماة است، صدها هزار نفر در اين مسير طولانى همانند يك راهپيمايى منظم حركت مىكردند، همه سفيدپوش و وسايل در دست و حتى برخى با فرزندانشان. اصولاً حاجيان در سفر عرفات تا منى دو گروهند. گروهى كه از امكانات رفاهى خوبى از قبيل چادر و غذاى منظم و ماشين رفت و شد برخوردارند و گروهى كه كمترين توشه را دارند، پياده به عرفات مىآيند پياده بر مىگردند و در منى نيز هركجا سايهاى بيابند همانجا سكنى مىگيرند. البته ايرانيان كه كاروانى مىآيند از رفاه مذكور برخوردارند گرچه بايد اذعان كرد كه در ميان حجاج خارجى تركها و اندونزياىها و مالزيايىها تنها از اين ديد كه خانههاى اجارهاىشان