131گذر كنند مىايستند. حجاج كشورهاى ديگر نيز در بيابان عظيم مشعر هريك در گوشهاى سكنا مىگيرند. عظيمت اين شب به قدرى زياد است كه تنها با ديدن مىتوان آن را دريافت. درست مثل بسيارى از صحنههاى ديگر حج.
قبل از مشعر به چند مسئله اشاره كنم، اولاً هنوز مهمترين مشكل، دستشويىها است كه عصرها عرفات صف به 15 نفر مىرسيد. دوستى ايستاده بود از كاروانش پرسيدم و از اينكه بر حمل افراد ناتوان بر طبق طواف چقدر مىدهند، معلوم شد 200 ريال. براى سعى نيز 5- ريال كه روز هشتم به 500 ريال رسيده بود. عصر عرفات شاهد بوديم كه زنان سياه محصول زحمت يك روزه را جمعآورى (شامل ميوه و طبعاً پول حاصل از فروش بادبزنها) بر سر نهاده باز مىگشتند.
پس از اتمام دعا گشتى به چادرهاى اطراف زدم، در اين گشت جناب آقاى طالقانى كه مسئول دفتر نمايندگى ايران در جده است را ديدم. از فرصت استفاده كرده از كار و كاسبى در عربستان پرسيدم. ايشان گفت كه شركتهاى استخدامى كارگر از كشورهاى خارجى يكجا شمارى را اجير مىكنند، آنها را در بيغولهها جا مىدهند و با غذاى مختصر و ماهانه 400 تا 650 ريال با آنها قرارداد مىبندند. او گفت كه اخيراً در مطبوعات صحنهاى از حلبىآبادهاى اين كارگران را انداخته بود. همچنين دربارۀ قيمت گوشت در داخل عربستان گفت كه هر كيلو 30 ريال سعودى است كه با قيمت معادل ريال امسال ما كه هر ريال سعودى 750 ريال است 2300 تومان مىشود.
بسوى مشعرالحرام
در اتوبوسى كه با آن از عرفات به مشعر آمديم اول آقاى سيد جواد علمالهدى سخن گفت و از زيارت حضرت عباس در روز عرفه ياد كرد. بعد آقاى شمسايى به تفصيل اشعارى دربارۀ حضرت عباس عليه السلام خواند. پس از آن آقاى قرائتى نيز پشت بلندگو آمد و حدود بيست دقيقه سخن گفت از جمله قصۀ گربهها كه پدرشان فرزندى نداشته همسايه به او گفته كه تو بچه ندارى لااقل گربههاى ما را نگهدار، پدر او هم ناراحت شده و آن زمان كه 45 ساله بود به حج مشرف شد و كنار خانه خدا به خدا گفته است كه به ابراهيم كه بيش از