84پياده شد و با تمامى حاضرينِ در صحنه،از بزرگان و امرا مصافحه كرد و نسبت به تحمّل اين مشقت و زحمت،قدردانى نموده و با زبانى تشكرآميز و رويى گشاده از آنان سپاسگزارى كرد؛سپس روبه سوى جناب پرنس كرد و بدو گفت:
«اينجانب از شما-نه به عنوان رييس شورا و مجمع عمومى بلكه بعنوان بزرگِ خاندان خديوى-از صميم قلب سپاسگزارى مىنمايم».
امير كه خويش را لايق اينگونه كرامت و بزرگى و مهربانى از سوى خديو نمىدانست،با چشمانى اشكبار! در جواب اين سخن مهربانانه خديو گفت:
مولاى من! در هر پست و مقامى كه باشم غلامى از غلامان مخلص دربار شما مىباشم و اين،امتياز و افتخارى است كه در نتيجۀ قرابت و نزديكى از سوى شما به من رسيده است،پس در اين هنگام حضرت خديو در مقابل اين جواب زيبا! كه با شيواترين بيان،مقام اخلاص و دوستى و ولايت خويش در برابر آن جمعيت انبوه بدو تقديم داشت،سر فرود آورد!.
در اين هنگام جناب خديو بر عرشۀ كشتىِ سلطنتى بالا رفت و پس از اندك استراحتى مراسم توديع انجام شد.
سرانجام در ساعت سه بعدازظهر،كشتىِ اختصاصى،بندر را به سوى جدّه ترك كرد.كشتى ياد شده حامل والامقام خديو،عليا حضرت مادر خديو،والا گهر پرنسسها «فاطمه خانم افندى»و«فتحيه خانم افندى»دختران حضرت خديو و پرنسس«فاطمه خانم افندى»عمّۀ او بود،كه نامبردگان به همراه عليا حضرت مادر حضرت خديو،بوسيلۀ قطارى اختصاصى،پيش از تشريف فرمايى جناب خديو به سوئز،بدان جا رسيده بودند.
كشتى همچنان به حركت خود ادامه مىداد،تا اينكه به نزديكىهاى مرز«رابغ»،از ساحل شرقىِ دريا رسيد،-رابغ در عرض 22 درجه و 28 دقيقه و طولِ 28 درجه و 58 دقيقه،واقع است.فاصلۀ ميان آن تا جدّه يكصد و نه مايل مىباشد -.در اين هنگام جناب خديو به همراه ساير حاجيان،كه در ركاب او بودند،به احرام كامل در آمدند،كشتى در مسير خود به حركت ادامه مىداد تا اينكه به فاصلۀ دو ساعتى از جده رسيد بطورىكه