60يمن-كه عسير نيز جزو آن به شمار مىآيد -،حضرموت،عمان،بحرين و نجد كه حسا نيز جزئى از آن قلمداد مىگردد.
اما اقليم حجاز كه به شكل مستطيل است،از غرب به درياى سرخ،از شرق به بادية الكبرى،از جنوب به بلاد عسير و از شمال به بادية الشام محدود مىگردد،طول آن از شمال به جنوب در حدود هزار و پانصد كيلومتر و عرض آن از غرب به شرق سيصد كيلومتر مىباشد و رشته كوههاى«سراة»از شمال به جنوب كه ارتفاع برخى از آنها در حدود هشت هزار پا مىباشد آن را قطع كرده است.سرزمين حجاز داراى آب فراوان و جنگلها و كشتزارها و شهرهاى مسكونى اعراب است.بخش دامنههاى كم ارتفاعِ كوههاى ياد شده به دشتى متّصل مىشود كه به درياى تهامه پيوسته و زمين آن شنى است كه قسمتى از آن حاصلخيز بوده و در آن حبوبات و سبزيجات كشت مىگردد.
حجاز،از آغاز سال 922 هجرى يكى از ولايات عثمانى به شمار مىآمد.پيش از اسلام بويژه پس از ظهور و به قدرت رسيدن قريش همواره اين سرزمين تابع حكومت مكّه بود.از اين پس همواره حكومت آن ميان واليان مكّه و مدينه دست به دست گرديد تا اينكه سرانجام به دست دولت عثمانى افتاد،بنابراين تعيين والى براى آن از سوى دولت عليّه صورت مىگرفت.و تمام كارهاى ادارى-مالى حجاز در دست آنان بود؛از اين رو اميرى از اشراف مكّه،به عنوان امارت مكّه تعيين مىگرديد كه بر كارها و امور اجتماعى اعراب نظارت داشته باشد.جايگاه فرماندهى والى،در آغاز جدّه بود،ليكن از سال 1287 هجرى به مكّه انتقال يافت.
مجلس ولايتى،همواره براى كارهاى مهم تشكيل مىگرديد كه اين(مجلس) شورا شامل قاضى مكّه و دفتردار،مدير حرم،منشى مخصوص والى،نمايندۀ اشراف،نايب الحرم 1،بزرگ پردهداران كعبه،مفتى حنفى،جانشين شريف مكّه،رييس امور بهداشتى و بزرگ سادات حسينى بود.همچنين مكّه داراى دادگاه تمييز بوده كه اين دادگاه نظارت بر