454از كرم و حسن برخورد او خوشحال و سپاسگزار بودند،آن كاخ را ترك نمودند و خديو شام را در كاخ صرف نمودند.
شهر اسكندريه يك پارچه نور و روشنايى گرديده بود:مردمان اين شهر،جاى جاى آن را چراغانى و زينت كرده بودند،مجلس شهرى نيز كاخ«رأس التين»را تا پايان خيابان «رشيد»آذين بندى كرده بود اين خيابان از يك سوى شهر تا سوى ديگر آن،امتداد دارد، در سر تا سر خيابان ياد شده،طاق نصرتهاى زيبايى را بر پا ساخته بودند كه سر تا سر آن را چراغها و لوسترهاى فراوانى در بر گرفته بود؛آن چنان كه تصور مىنموديم،ستارگان نيز براى همكارى با اسكندرىها،براى اين آذينبندى و جشن نور،پايين آمده و به كمك آنان شتافتهاند.همه جا نور و روشنايى بود.فروشگاهها و مغازهها هر كدام در طول راه،به ويژه در ميدان«منشيه»و دو خيابان«شريف و رشيد»آذين بندى و چراغانى گوناگونى را به پا ساخته بودند،به طورى كه هر كدام داراى منظره و شكلى خاص بودند،در ميان اين چراغانىها،پرچمهاى گوناگونى از كشورهاى مختلف و در رنگهاى متفاوت به اهتزاز درآمده بود.اين آذينبندىها شكوه و جلال خاصى را به اين شهر داده بود.
مردم همانند ديوارى مستحكم،كه پيشاپيش آن مردانى از پليس و نيز مأمورين مجلس شهرى بودند،در حالى كه هر يك شمعدانهايى روشن را به دست گرفته بودند، همگى در دو سوى خيابان،در انتظار تشريف فرمايى خديو بودند.در اين مورد بر اثر التماس و اصرار مجلس شهرى،خديو وعدۀ ديدار از ساختمان شهردارى را داده بود.در پايان ساعت 9 شب،خديو بر كالسكۀ خديوى سوار شدند و جناب«محمد سعيد پاشا» رئيس هيأت وزيران (كه در آن هنگام وزير داخله 1نيز بود)،در سمت چپ ايشان قرار گرفته،كالسكه به حركت درآمد و ابتدا از جايگاه«عروة الوثقى»كه در ابتداى خيابان «رأس التين»بود،ديدن نمودند.اعضاى اين جايگاه،همگى در خيمههاى زيبا و آذين بندى شدهاى كه به منظور تشريف فرمايى حضرتش برپا كرده بودند،گرد آمده بودند.پس از لحظهاى درنگ در اين مكان و تشكر و سپاسگزارى خديو از ايشان،مجدداً در ميان