452نيابت از دولت عليه (عثمانى)،ورود ايشان را خير مقدم گفت.سپس ايشان را جهت انجام استقبال رسمى به سكوى ايستگاه دعوت نمود.پس خديو از قطار پايين آمد و در ميان جمعيت حاضر،كه تعداد آنان بىشمار بود،به سوى جايگاه استقبال،حركت نمود.
در اين لحظه تشريفات آغاز گرديد:ابتدا بزرگان شهر كه در پيشاپيش آنان جناب قائممقام قرار گرفته بود،به سوى ايشان آمد و اداى احترام نمود،سپس استاندار،چاى و قهوه را به حضور ايشان تقديم نمود.
از آن پس منشى مخصوص،«محكمة الشرعية»(دادگاه شرعى) به پا خواست و خطابهاى طولانى را،در محضر خديو ايراد نمود.
نامبرده،ضمن خوش آمد گويى و خير مقدم،قصيدهاى زيبا را در مدح فضايل خديو خواند كه در پايان از سوى ايشان مورد سپاسگزارى واقع گرديد.
خديو در مدت برپايى اين جشن،با يكى به زبان تركى و با ديگرى به زبان عربى سپس با هر كنسول به زبان مليتش،سخن مىگفت.نامبرده با مطرح كردن موضوعهايى،با بيان شيرين،بلاغتى تمام و حكمتى والا،آن چنان حاضرين را تحت تأثير خويش قرار داده بود كه آنان از گستردگى اطلاعات و آگاهىهاى او و نيز از آداب معاشرت و اخلاق او در شگفتى قرار گرفته بودند.
پس از نيم ساعت،قطار به سوى اسكله به حركت درآمد و رجال دولتى نيز به همراه ايشان،سوار شدند و پس از مراسم توديع و سپاسگزارى از حضرتش،متقابلاً،خديو از آنان تشكر نمود،سپس بر قايق بخارى كشتى مخصوص خود،سوار گرديد.همراهان دربارى او نيز،همراهش بر آن سوار گرديدند.اما فقرا و تنگدستان مصرى كه به خرج خديو،همراه او آمده بودند،با فرمان حضرتش،به همراه برخى از مردان پاسدار خديوى، به وسيلۀ يكى از كشتىهاى شركت خديوى كه در بندر به انتظار آنان لنگر انداخته بود،به سوى«بور (پورت) سعيد»به حركت درآمدند.
در ساعت ده و نيم شب،كشتى ويژۀ خديوى،به نام اللّٰه و در پناه او،به سوى مرز اسكندريه به حركت درآمد،اين شهر در ساعت چهار بعد از ظهر روز دوشنبه،24 ژوئن سال 1910،از دور پديدار گرديد.در اين لحظه بود كه شادى و سرور سرتا پاى وجود