368همين حادثه نشاندهندۀ كثرت بارندگى در آن منطقه مىباشد كه در نتيجۀ آن بارندگى جريانهاى آب فراوانى به سوى مكه و مدينه و راه ميان آن دو شهر سرازير گشت.
قطار وادى نعام را-كه مجراى سيل از آن جا آغاز مىگردد-پشت سر گذاشت، اين دشت داراى درختان گز فراوانى است.قطار از ايستگاههاى«نعام»و«عنتر»-كه در آنجا قلعهاى قديمى در بالاى كوه غربى آن واقع شده است-گذشت؛شايد قلعه مذكور پيش از اين و در دورانى كه حاجيان از راه زمينى به اين ديار سفر مىكردهاند،در كنار راه قرار داشته است؛اين كوه به نام«جبل عنتر»معروف بود كه من وجه تسميۀ آن را متوجه نشدم.
قطار همچنان به مسير خود ادامه داد تا اين كه به ايستگاه«حضيره»رسيد و در آن جا براى اطراق مسافرين،توقف نمود.
اما خديو در ايستگاه پيشين كه به نام ايستگاه«بوير»بود توقف نمود.
ساختمان ايستگاههاى«هديه»تا مدينۀ منوره هنوز به پايان نرسيده بود و كارگران كه اغلب از مصريان بودند و بيشترشان از شهرستانهاى«قنا»و«جرجا»بدان نقطه آمده بودند،از تشريف فرمايى پادشاه محبوب خود،در شادمانى و سرور به سر مىبردند.
سربازان در طول راه آهن از«بدايع»تا مدينه منوره در هر يك از ايستگاهها صف آرايى كرده بودند و مراسم اداى احترام به جاى مىآورند.
تعداد سربازان پاسدار اين خط پيش از تشريف فرمايى خديو سه اورطه (\ يگان) عثمانى بود كه وظيفۀ آنان پاسدارى و محافظت از راه آهن بود،اما در اين هنگام،چهار اورط ديگر را قبل از ورود حضرتش،براى محافظت و پاسدارى از كاروان ايشان اضافه نمودند كه در اين حال اين سربازان در سرتا سر خط آهن و اينجا و آنجاى اين محل و بر بالاى بلندىهاى اطراف خط،مستقر گرديده بودند.
ما همچنان به حركت خود ادامه مىداديم تا اين كه از قسمت دوم منهدم شدۀ راه آهن كه در پنج كيلومترى نزديك مدينه قرار دارد و به وسيلۀ سيل آسيب ديده بود، گذشتيم.در اين هنگام گنبد حضرت حمزه عليه السلام را مشاهده نموديم،سپس هلال بالاى منارههاى حرم شريف نبوى را مشاهده كرديم.از آن پس سرها به سوى آن در كشيده شد