356كاروان با چنين آهنگى پس از ده ساعت حركت به جايگاهى رسيد كه سراپردههاى خديوى برپا گرديده بود.
در روز اول ژانويه،پس از نماز صبح خديو سوار بر مركب خويش گرديد و همراه كاروان«وادى سِرسِر»را پيمودند تا اين كه به چادرهاى برپا شدۀ خويش در«ابى قزاز»رسيدند و بدان وارد گرديدند.اين مكان داراى آبى به همين نام بود و مسافت راه آن به اندازۀ طول راهى بود كه روز پيش پيموده بوديم در اين دشت درختان «عشا»و«شرارة»(\ كه نوعى درخت اقاقيا هستند) فراوان ديده مىشد؛همچنين بوتههاى قريظه (كه نوعى خرفه است و اين گياه مورد علاقۀ شتر مىباشد) به چشم مىخورد،از جمله درختانى كه وجود دارد،درخت دَوم و اراك است (كه شاخۀ آن به عنوان مسواك استفاده مىگردد) و به وفور ديده مىشود.همچنين در اين سمت گياه «عوسج»،«فروع»،«ضرمد»(كه شبيه به خرفه است ليكن از آن كوچكتر و كوتاهتر مىباشد) و رمث (كه گياهى شبيه به دِرمَنۀ رومى و افسنطين)و خرمه (كه همانند بتونيا است)،سيال و حنطل فراوان وجود دارد كه در اين ميان گياه حنطل براى آنان داراى استفادههاى فراوانى مىباشد،زيرا به وسيلۀ تقطير آن،استفاده فراوانى از آن مىبرند.عربها چوب سيال را همراه حنظل مىكوبند و از آن مايعى به دست مىآورند كه در فندكهاى سيگار مورد استفاده آنان بوده مىباشد؛بنابراين از نظر كبريت بىنياز مىباشند.
در روز دوم ژانويه پس از نماز صبح خديو به همراه كاروانش به راه افتاد و به مكانى به نام«مسيل النجد»وارد شده كه در آن جا چشمۀ آبى به نام«بدا»وجود داشت،از اين مكان به بعد،-به سوى شرق-زمين كمى مرتفع مىگردد.خديو اين مسير را-به همان شكل روزهاى قبل-با كاروان طى نمود و در آن جا اطراق نمود؛در آن محل،گروههايى از سواره نظام ارتش عثمانى مستقر گرديده بودند كه از سوى دولت عثمانى براى حراست خديو به اين سوى سفر كرده بودند و قصد داشتند كه پيش از تشريف فرمايى خديو به شهر«وجه»خود را بدان برسانند.در روز 3 ژانويه كاروان خديو در«وادى النجد»به حركت درآمد و در حالى كه گروهى از سواران دولتى نيز به دنبال حضرتش