351كنند كه او در طول راه،به نظم و ترتيب كارها رسيدگى كند و برنامۀ كشيك و شب زنده دارى را نيز از ميان حاجيان انتخاب نمايد و به طور كلى خودشان به صورتى مستقل به كارها رسيدگى نمايند.زيرا به نظر من،بهتر از آن است كه كارهاى خويش را به مقوم يا مطوف واگذار نمايند.
در اينجا لازم به ذكر است تا اين مطلب را بيان كنم كه در صورتى كه حكومت حجاز سربازانى را از ميان ارتش خود به عنوان كشيك ناظر بر حركت و اعمال كاروانها قرار مىداد مىتوانست مقدارى از اين نابسامانىها را از ميان بردارد و در پايان مصونيتى را براى اين حاجيان بيت اللّٰه فراهم سازد.
در هنگامى كه مشغول به نوشتن اين جملات مىباشم،شنيدم كه حكومت حجاز در پى فراهم كردن راه آهن ميان مكه و جده است كه در صورت تحقق پذيرفتن آن، آسايش و رفاه مسافرين حرمين شريفين به سبب آن وسيلۀ نقليه تامين خواهد گشت.در اينجا از حكومت حجاز تقاضا دارم كه اين راه آهن را همانند راه آهن ميان شام و مدينه با امكانات اندك نسازند تا اين كه از برخورد قطارها با هم جلوگيرى شود؛از درگاه خداوند بارى تعالى موفقيت آنان را خواستاريم.
سفر خديو از مكه به سوى«وجه»
خديو تا روز 14 ذى الحجه در مكه اقامت نمود و در اين زمان همچنان به استقبال از بازديدكنندگان و رسيدگى به نيازمندان و تنگدستان مشغول بود؛اين گونه كارها گاه به وسيلۀ رجال همراه او و نيز برخى ديگر به وسيلۀ مأمورين تكيه،صورت مىپذيرفت و مثلاً پرداخت حقوق و مستمرىهاى روزانه و ماهانه توسط آنها اقدام مىگرديد.
در ظهر روز ياد شده،به فرمان حضرتش كاروانى به فرماندهى جناب سرهنگ دو (\ امير الاى) على بك اسماعيل و تعدادى از همراهان و خواص به سوى«بحره»به حركت درآمدند،اين كاروان حامل حاجيان فقير و تنگدست مصرى و غير مصرى بود كه