311هفتم سفر شيوع اين چنين آمده است:
«يشوع»،«عخان بن زارح»،«فضه»،«رداء»،«لسان الذهب»،فرزندان و دخترانش به همراه گاوها،الاغها،گوسفندان و چادرها و تمامى اموالشان را برداشته و به همراه بنى اسرائيل حركت كرده و به بالاى دشت عحور درآمدند.پس«يشوع»رو بدانان كرد و گفت:چگونه ما را ناراحت و مكدر كرديد پس در اين روز خداوند شما را مكدر مىنمايد.آنگاه تمامى بنى اسرائيل با سنگ آنان را رمى كردند و آتش زدند و سنگ به آنها پرتاب كردند».
مسيحيان جايگاه آن درخت انجيرى را كه به هنگام درخواست حضرت مسيح براى خوردن از ميوه آن،هيچ گونه ميوهاى بر خود نداشت و مورد لعن حضرت قرار گرفت، رمى مىكنند 1.اين نقطه هم اكنون در مسير راه شخصى كه از«بيت المقدس»به سوى «روداردن»مىرود دردشتى كهدرسمتچپ«جبلالزيتون»واقعشدهاست،ديده مىشود.
عربها نيز در زمان جاهليت،هرگاه بر كسى خشمناك مىگرديدند،زنده يا مردۀ او را رمى مىكردند.آنان زناكار محصنه را نيز به جهت عمل زشت او زنده رمى مىكردند.و شريعت اسلام نيز اين آيين را قبول كرد و آن را تأييد نمود.همچنان كه عربها همواره قبرهاى بدخواهان و كينهجويان را از روى خشم و نفرت رمى مىكردند.مثلاً عربها از قرن اول پيش از هجرت تاكنون،قبر«أبى رغال»را كه در«مغمس»محلى ميان مكه و طائف واقع است،رمى مىكنند؛زيرا او راهنماى لشكريان ابرهه به سوى مكه بوده كه در اين نقطه-پيش از رسيدنش به مكه-به هلاكت رسيده است.
جرير به هنگام هجو فرزدق در اين بيت اين چنين گفته است:
إذا مات الفرزدق فارجموه
كما يرمون قبر أبى رغال 2
مسلمانان قبر«ابولهب»را كه در خارج مكه است،همواره به علت دشمنىهاى او با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مورد رمى قرار مىدهند.همچنين قبر«ابوجهينه»در راه عمره را كه او نيز