259هم اكنون در سرزمينهاى عربى به علت عدم توجه بدان،هنوز اين بيمارى فراوان به چشم مىخورد.به همين منظور شخصى كه عازم سفر به اين سرزمينها بوده،به وسيلۀ واكسن اين بيمارى،خود را در برابر آن مصونيت مىبخشد.
و از عجايبى كه در سرزمين عرب مشاهده كردم اين بود كه صاحب شتر سالم هيچگاه اجازه نمىداد شترش به همراه شترى كه داراى بيمارى پوستى است حركت نمايد،زيرا ترس آن داشت كه اين بيمارى به شتر سالماش سرايت نمايد؛در حالى كه عربها اين نكته را نسبت به جان خويش در نظر نمىگيرند و فرزند خود را كه دچار بيمارى پوستى شده بود از ساير برادران سالم او جدا نمىساختند و از سرايت اين بيمارى خطرناك به ديگران بيمى به خود راه نمىدادند!! آرى،خداوند داراى مخلوقات متفاوتى است.در دوران«مقتدر عباسى»طايفهاى در عراق به نام«قرامطه»ظهور نمود كه اين گروه را از مواليان«محمد بن حنفيه»فرزند حضرت على بن ابى طالب عليه السلام به شمار مىآورند 1گروه مذكور،افراد خارج از مذهب خويش را كافر به شمار مىآوردند.
نخستين شخص آنان«ابوطاهر قرمطى»بود كه خانهاى در دهكدۀ«هَجَر» 2بنا كرده و بدان نام«دار الهجرة»داد.او تصميم آن داشت كه حج را،به آنجا منتقل نمايد.بدين جهت به سوى راههاى ختم شده به مكه روى آورد و حاجيان بيت اللّٰه الحرام را مورد غارت و اذيت قرار مىداد.در اين ايام،از ترس او مراسم حج قطع گرديد.و قرمطى به همراه گروه بسيارى از لشكريان خود به سوى مكه رهسپار شد و در ايام حج مردان او به همراه اسبان خويش به حرم وارد شدند و كشتار عظيمى از طائفين و عاكفين (اعتكاف كنندگان) و نماز گزاران در آن جا به عمل آوردند.اين شد كه در حدود سى هزار نفر را در مكه و شعبهاى آن هلاك ساخته و درِ كعبه را از جاى درآورده،و پوششهاى طلاى آن را از روى آن خارج ساختند.سپس آنچه را كه در خزانه بيت اللّٰه الحرام از جواهرات گرانقدر و قيمتى وجود داشت،به يغما بردند.همچنين حجر الاسود را از جاى آن خارج كردند و