258پديدار گشت.«بيلوسيوم»شهرى گسترده و بزرگ بود كه هم اكنون تپههاى آن ميان«پور سعيد»و«دمياط»هنوز پا بر جا مىباشد.
سپس ميكروب اين بيمارى در سال 569 به قسطنطنيه منتقل گرديد كه اين سال، همان سالى بود كه لشكريان ابرهه در اطراف مكه به اين بيمارى دچار گرديدند.بعيد به نظر نمىرسد كه بادها و يا پرندگان اين ميكروب را در اين هنگام به اين سو آورده و آن حادثه را آفريده باشند.
بدون شك اين گفته خود مىتواند گواه درستى باشد،زيرا در آن هنگام مصر در زير نفوذ امپراطورى روم قرار داشت.
گواه اين سخن،گفته جهانگرد معروف بروس )ecvrB( ايقوسى در سفرش به حبشه،بين سالهاى (1768-1772 ميلادى) مىباشد كه در اين باره مسايل تاريخى، جغرافيايى و تاريخ طبيعى اين ديار را به رشتۀ تحرير درآورده است.
نامبرده در اين باره ذكر كرده است كه اين واقعه را در كتابهاى حبشه خوانده است.
ابرهه به علت شيوع بيمارى وبا در لشكريانش محاصرۀ مكه را رها كرده و از آن منطقه گريخته است 1و سپس نتيجهگيرى مىكند كه اين بيمارى در آن زمان،شرق را در برگرفته و تعداد بىشمارى از مردم را به هلاكت انداخته است،تا آنجا كه«رازى»رسالۀ مشهور خويش را دربارۀ وبا و حصبه به نگارش درآورد.اين رساله داراى ارزش والايى نزد پزشكان فرنگى است كه تا كنون نيز اين ارزشمندى ادامه داشته.زيرا به وسيله آن، توانستند از شدت شيوع آن جلوگيرى كرده ولى در اين حال اين بيمارى وبا همچنان در ميان بنى آدم شيوع داشت،تا اين كه به وسيلۀ استاد«جونر» )rennoJ( انگليسى،واكسن بيمارى وبا كشف گرديد و استفادۀ از آن،در سال 1769 ميلادى به اوج خود رسيد و در نتيجه استفادۀ اين واكسن،بيمارى جان سوز وبا كم كم از ميان جامعه رخت بر بست به طورى كه هم اكنون اثرى از آن در جوامع و كشورهاى پيشرفته به چشم نمىخورد.ليكن