239است يا آن كه در حقيقت ماه«رجب أصمّ»همين ماه رمضان فعلى است،چنان كه مرسوم نزد«ربيعه»بوده است،مشخص نيست.زيرا قوم«ربيعه»كه در شمال بلاد عرب تا عراق زندگى مىكردند و به نظر مىرسد كه علت تأخير ماه رجب به رمضان در نزد آنها بدان جهت بوده است كه بتوانند در اين فاصله خود را به مكه رسانيده و سپس به يمن سفر نمايند و ماه شوال را در آن جا بگذرانند و مال التجارۀ خويش را به فروش رسانند سپس جهت انجام مراسم حج به مكه برگشته و از آن پس در حالى كه شاهد امنيت بر جانها و اموال خويش باشند،به ديار خود مراجعت نمايند.بنابراين حركت آنان در ماههاى حرام صورت مىگرفت.به همين مناسبت بود كه رجب«مضر»و رجب«ربيعه»را جهت تعيين زمان هر يك عنوان مىكردند.
گاه اتفاق مىافتاد كه در سالهاى«نَسِىء»تحريمى كه مربوط به رجب است در ماه شعبان واقع مىشد و شخص اعلام كنندۀ تأخير حرمت (ناسِىْء) ماه در موسم حج،اين ندا را به گوش همه مىرساند كه:
«خداوندا،من رجب آينده را حلال و شعبان را به جاى آن حرام مىشمارم».
و در نتيجه عرب در آن سال طبق همين برنامه اعلام شده عمل مىكردند.
به همين مناسبت آنان دو ماه رجب و شعبان را«رجبين»و محرم و صفر را «صفرين»مىناميدند.
عرب همواره ماهها را به تأخير مىافكند تا اين كه ميان سالهاى قمرى و شمسى يكسان شود بدين ترتيب كه آنان هر سه سال،يك ماه را به تأخير مىانداختند-كه تقريباً ميان سالهاى قمرى و شمسى همين مدت تفاوت وجود دارد-علت اين كار اين بود كه بدين وسيله آنان زمان حج را ثابت قرار مىدادند كه همواره با يكى از فصلهاى دو ربيع همزمان مىگرديد و سبب مىشد تا آنان به راحتى بتوانند بدون آن كه گرما و يا سرماى شديدى را تحمل نمايند،بدين ديار سفر كنند و در اين زمان به ويژه پشم،كُرْكْ،كره، روغن و چهار پايانى كه به وسيله آن تجارت مىكردند به وفور در دسترس آنان قرار داشت و آشكار است كه اين مواد ياد شده،در ماه مخصوصى از سال قمرى به طور مداوم در دسترس نمىباشد.