176او از نواده هاى كعب بود و نسل بيست و چهارم،از نوادگان اسماعيل عليه السلام به شمار مىآمد.«قصى»با حُسن تدبير و سياست و تيزهوشى و قدرت ستيزى كه داشت قبايل قريش را پس از آنكه در نتيجه كينه و دشمنى به جان هم افتاده و از هم متفرّق گرديده بودند،گرد هم آورد و به طورى شايسته در ميان آنان قضاوت و داورى نمود؛تا اينكه حجابتِ خانه (كليد دارى كعبه) را از خزاعه خريد.او كه نسبت به مكّه داراى تعصب خاصى گرديده بود،آنان را به«بطنمرّ»(وادى فاطمه) تبعيد كرده و از آن پس قدرت و نفوذ او آنچنان وسعت گرفت كه كارهاى خانه كعبه (شؤون خانه) اعمّ از سقايت،حجابت،رفادت و لواء (پرچمدارى جنگ) همه در دست او بود كه تا آن زمان هيچ مردى پيش از او مجموع آنها را به دست نگرفته بود.قصى نخستين كسى است كه حاجيان را آب و غذا داد زيرا آنان مهمانان خدا و همسايگان او به شمار مىآمدند.
اين كار موجب آن گرديد كه كاروانيان اقدامات وى را بازگو كنند و از زيركى و هوشيارى او سخن مىگفتند.او داراى نظرى محكم و فكرى بيدار و هوشيار بود.قصى«دارالندوه» 1را در نزديكى خانه كعبه ساخت و درِ آن را از سوى كعبه قرار داد كه قوم خويش را در آن گرد هم آورد و به بحث و بررسى درباره كارها و تصميم هاى مهم خويش پرداخته و دربارۀ آن مسايل تبادل نظر مىكردند.از آن پس او فرمانرواى بزرگ قريش به شمار مىآمد تا آنجا كه حتّى قبايل و عشاير عرب براى نزديك شدن به وى خراج مىپرداختند.قصى داراى دو فرزند بود:«عبدالدار و عبدمناف»كه از كودكى آثار بزرگى در دوّمى نمايان بود.بطوريكه از اعتبار،سرافرازى و شايستگى بيشترى نسبت به برادر بزرگتر خود برخوردار بود.پس پدرش به عبدالدار وصيت نمود كه كارهاى «سقايت»،«حجابت»،«رفادت»،«لواء»و«ندوه»را كه در دست داشت با«عبد مناف»كه داراى عقل و تدبير و دانش خوبى بود به يكسان تقسيم نمايد.
هنگاميكه قصى درگذشت،فرزندش«عبدالدار»بر آنچه كه پدر رياست و بزرگى داشت،مسلط گشت و پس از او فرزندانش نيز بر آن امور قدرت پيدا كردند؛در اينجا بود كه فرزندان عبد مناف با آنان از در مخالفت و ستيز درآمدند و نزديك بود كه آتش جنگ