177ميان آنان شعلهور گردد،امّا با پادرميانى برخى قبايل اين شرف و سرورى ميان آنان تقسيم گرديد:«سقايت»و«رفادت»در اختيار«بنى عبد مناف»و«حجابت»و«لواء»در دست عبدالدار قرار گرفت و اين مقامها همچنان تا فتح مكّه در بين آنان منتقل مىگرديد.
به هنگام فتح مكّه كليدهاى كعبه در دست«عثمان بن طلحه»بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را از او گرفتند و پس از ورود به درون كعبه قصد آن داشتند كه آن را به او پس ندهند.
در اين جا بود كه اين آيه نازل گرديد إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمٰانٰاتِ إِلىٰ أَهْلِهٰا 1رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را به او باز پس داده و فرمودند:«هٰاكُمْ خُذُوهٰا خٰالدة تٰالدة»يعنى برگيريد آن را و جاودانى و موروثى در ميان خود نگاه داريد.
پس از درگذشت طلحه،رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را در اختيار برادرش شيبه قرار دادند كه تا كنون در ميان فرزندان او باقى مانده است.
قريش در جاهليت به عزّت و سربلندى زيادى رسيد،كه اين سرافرازى تا ده نسل آنان همواره ادامه داشته و امتيازات قبيله اى خويش را اعمّ از دينى،سياسى،اجتماعى و مذهبى،فرزندان آنها از پدران خود به ارث مىبردند.تا اينكه اين سربلندى در پيش از اسلام به اين افراد به ارث رسيد:«عباس بن عبدالمطلب»سقايت حاج را پس از«هاشم»بعهده گرفت كه تا پساز اسلام نيزبرقرار بود.«ابوسفيان فرزند حرب»(از بنى اميه) عقاب را نزد خويش داشت.كه پرچم قريش به شمار مىآمد و به هنگام نياز آن را آراسته و در اختيار شخصى قرار مىداد كه راى همه در مورد او به اجماع مىرسيد.«حرث بن عامر»(از بنى نوفل) رفادت را بر عهده داشت و آن اموالى بود كه از ميان خود جمع آورى كرده بودند و در ميان حاجيان نيازمند به مصرفرساندند.«عثمان بن طلحه»(از بنىعبدالدار) «سِدانت»،حجابت،لواء و ندوه را در اختيار داشت.يزيد بن زمعة بن اسود (از بنى اسد) بعنوان مشاور در مسايل مهمّ به شمار مىآمد.ابوبكر (از تيم) ديه و جريمه را بر عهده داشت كه بدان«أشناق»گفته مىشد و در موارد اختلاف به حكم او عمل مىكردند.
خالد بن وليد (از بنى مخزوم)،عهده دار اسبان قريش بود و«قُبه»در اختيار او قرار داشت.قبّه مكانى بود كه سلاح و اندوخته هاى جنگى خويش را در آن