103ببار نشاند.
در«بحره»تعدادى خانههاى گِلين وجود داشت كه برخى اعراب در آن سكونت مىكردند.در آن جا،آشيانههاى عمومى وسيعى وجود داشت كه به آن قهوه خانه مىگفتند كه هر يك از حاجيان درصورتيكه مايل به استراحت بودند مىتوانستند از آن استفاده كنند؛در اين ميان الاغ سواران و شتر سواران بعلت وجود نيازمنديهايشان از قبيل نان،پنير،خرما،بعضى از ميوهها،قهوه و تنباكو،از اين قهوهخانهها بيشتر استفاده مىكردند.در كنار آن آغُلى وسيع بود كه با حصارى از شاخهها و برگ درخت نخل پوشيده شده بود كه حاجيان،شترها و ساير چهارپايان خويش را در آن نگهدارى مىكردند.بيشتر كاروانها،در اين جايگاهها اطراق مىكردند و خستگى را از تن بدر مىكردند.
راه،از«بحره»به سوى شرقِ متمايل به شمال تغيير يافته بود و از«جدّه»عبور مىكرد.برخى كاروانها در اين نقطه اطراق مىكردند،سپس از قهوهخانۀ«سالم» مىگذشتند كه دهكدۀ«حديبيه»در شمال غربى و در نزديكى آن مىباشد.
اين راه پس از آن،از كوه«شميسى»مىگذشت،سپس به«مقتله»،«هجاليه»، «بستان»،«قهوهخانۀ معلم»و آنگاه به«شيخ محمود»مىرسيد كه اين مكان دروازۀ مكّه به شمار مىآمد و قبر«زمخشرى»صاحب تفسير معروف«كشّاف»در آن جا مىباشد،زيرا نامبرده در سال 538 هجرى جهت اداى حج به اين ديار آمده بود و در روز«ترويه»فوت كرد و همانجا دفن گرديد.تمامى اين قهوهخانهها شبيه به كلبههاى خِشتى بود كه حاجيان دمى در آن جا به استراحت سپرى مىكردند.اما كوهها را در طول راه همواره بصورت سرخ و يا كمى متمايل به سبز يا زرد ملاحظه مىكنيد،اين رنگ نشان دهنده معادن متفاوتى از قبيل آهن،مس و جزاينها بوده كه در دل اين سنگها قرار دارد.
در طول راه ياد شده،چهارده قلعه وجود دارد كه سربازان عثمانى بصورت دائم در آن مستقر مىباشند.برخى از قلعهها ساخته قديم و از بناهاى«شريف غالب»يا«محمد على پاشا»،والى مصر بود و برخى ديگر از آنان از ساختههاى دولت عثمانى و به زمانى نه چندان دور،به ويژه به دوران ازدياد رفت و آمد حاجيان از راه دريا بر مىگردد.