102داشتند و اطراف همگى آنان را گروهى از سربازان،احاطه كرده بودند.
به دنبال آنان،فرزندان شريف كه نمايندۀ دولت حجاز نيز همراه آنان بود و جمع كثيرى از اشراف،در حاليكه سربازان بيشه و فرماندۀ نظامى كل منطقۀ جدّه و گروهى از سربازانِ دولتى كه در پشت سر آنان بودند،به حركت در آمدند.خديو،با چنين تركيبى در كاروان،ابتدا به سوى«باب المغاربه»و از آن جا به طرف«باب الشامى»حركت كرد.در اين مكان بزرگانى از اعراب،اشراف و ديگران در حاليكه سوار بر شترها بودند در انتظار موكب همايونى ايستاده بودند،آنان نيز در ركاب حضرتش در پى كاروان،همگى به سوى«بحره»براه افتادند.
جادّۀ ميان جدّه تا مكه داراى فاصلهاى در حدود هشتاد كيلومتر است،اين راه پس از ساحل جدّه از دشتى مىگذرد كه اين دشت ميان دو كوه واقع شده،-به كوه بلندتر آن «قائم»گفته مىشود-سپس در راه از كوه«رغامه»عبور مىكند و از كوه«امّ سلم»گذشته و به قهوه خانۀ«عبد» 1مىرسد.سپس اين دشت به سوى جنوب شرقى متمايل مىگردد و از قهوهخانه«جراده»مىگذرد و به«بحره»مىرسد.در اين مكان،دشت وسيع گشته و دشتى ديگر از شمال شرقى به سوى جنوب،آن را قطع مىكند تا به دريا برسد،اين دشت «وادى مِر»يا (وادى فاطمه) نام دارد.وادى فاطمه،دشتى عظيم و پهناور بود كه از حاصلخيزترين زمينهاى حجاز به شمار مىآمد.در اين دشت،جمع فراوانى از قبايل اشرافِ خانواده حسين،زندگى مىكردند و بيشتر زمينهاى آن جا در دست اين گروه بود.
چشمههاى فراوانى در آن جوشيده بود و بدين جهت بيشترِ سبزيجاتى كه به مكّه آورده مىشد در آن سرزمين بعمل مىآمد.راه سلطانىِ بين مكه و مدينه،اين دشت را در نقطهاى كه باغهايى از درختان خرما و انگور وجود داشت-و در ميان آنها مجراى آبى از سمت شرق (كه بدان نهر آب گويند) جريان داشت و تجمع آب در آن اندكى كمتر از يك متر مكعب است قطع مىكند -،درختان اين باغستانها،بيشتر شامل:پرتقال و ليمو بوده و درصورتيكه در اين قسمت چاههاى آرتزين زده مىشد،مىتوانست محصول فراوانى را