348است.
دو ديگر، فيلمى سينمايى بود كه در ايّام طاغوت با نام «محلّل» روى پرده سينماها رفت و از سوى اردوى الحادى نيز جانبدارى شد [ و تنها كس كه با آن مبازره مؤثر از طريق يكى از رسانهها، پرداخت شهيد آگاه بزرگوار استاد مطهّرى بود] . منظور اصلى اين فيلم، به مسخره گرفتن حكمى ديگر از احكام اسلامى و مآلاً، اصل اسلام بود ولى مىپنداشتند چونكه صد آيد نود هم پيش آنهاست...
سه ديگر: موردى است كه ضمن مجموعهاى، از تلويزيون اوائل انقلاب، پخش شد. در يكى از بخشهاى آن مجموعه، داستان مردى به تصوير در مىآمد كه «كربلايى» بوده است، سپس حجّ مىگزارد و «حاجى» مىشود؛ امّا تمام همّ و غم او اين است كه پس از اداى حج، او را «حاجى على» صدا كنند و نه «كربلايى على». بعد هم، به صورت نمايشنامه راديويى، از روديو در بخش اطفال و نوجوانان پخش شد.
راه حل به نظر من اين است كه متونى در جهت عكس آن اقدامها، ارائه گردد امّا حتماً بايد با همان قوّت، بلكه قوىتر، ارائه شود تا شكوه حج و جنبههاى روحانى آن، از طرق گوناگون، در ذهنِ مردم، جاى آن تصويرهاى منفى قبلى را بگيرد.
يكى از بهترين اقدامها شايد اين باشد كه وسائلى فراهم آيد تا اقشار خلّاق و هنرمند جامعه، هر سال در حج حضور يابند (هر سال يك گروه) تا در بازگشت از طريق هنرهاى خويش اعم از نثر، شعر، داستان، گرافيك ، نقاشى، سرود و ... آنرا به جامعه بازتابند.
اقدامى هم كه امسال سيماى جمهورى اسلامى ايران انجام داد و طىّ آن، برنامههايى رنگين، در شناساندن حج در سطوح