63كار را صورت دهم: هر نوع تصويرى را نابود كنم و هر قبرى را صاف گردانم و هر سگى را بكشم».
نويسنده با اين روايت كه اهل سنت نيز آن را روايت كردهاند بر عدم جواز ساختن بنا بر روى قبور استدلال كرده است. حتى در سال 1344 هجرى كه مدينۀ منوره به اشغال وهابيان درآمد قاضى وقت به نام ابن بليهد به بهانۀ اين حديث، تمام آثار گذشتگان را با خاك يكسان كرد و تنها از ويران كردن مرقد پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر ترس از مسلمانان جهان خوددارى نمود.
با توجه به توضيحى كه خواهيم داد، روشن مىشود كه اين روايت كوچكترين دلالت بر خواستۀ آنان ندارد.
اوّلاً: مضمون حديث با تاريخ قطعى زندگانى پيامبر سازگار نيست؛ زيرا بايد ديد پيامبر خدا، على عليه السلام را در چه سالى به مدينه فرستاده تا اين سه كار را انجام دهد، آيا قبل از هجرت بوده يا پس از هجرت؟!...
احتمال نخست قطعاً منفى است؛ زيرا على عليه السلام قبل از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه از مكه خارج نشده تا به مدينه اعزام گردد و اين سه كار را انجام دهد، از طرفى با سيطرۀ مشركان بر مدينه توانايى انجام آنها را نداشت.
صورت دوم با مشكل بيشترى روبرو است؛ زيرا پس از گرويدن اوس و خزرج به آيين اسلام، بت و يا صورت بتى در ميان مدنيان نبود كه على عليه السلام مأمور شكستن آن باشد. 1