93شكل قرار دادن قبر را تضعيف كردهاند. و قاضى حسين، مدّعى استحباب كوهانى شكل قرار دادن قبر به اتّفاق اصحاب است، ولى اين ادّعا درست نيست. و جمهور فقها در برابر ابن ابىهريره - كه مدّعى افضل بودن تسنيم بود و دليلش اين بود كه مسطّح كردن، شعار رافضىهاست - مقاومت كردهاند. از اين رو موافقت با رافضى در اين حكم ضررى به ما نمىرساند.»
و در جاى ديگر مىگويد: «سنّت اين است كه قبر بسيار بلندتر از سطح زمين و مانند كوهان شتر ساخته نشود، بلكه آن را يك وجب از زمين بالاتر و به طور مسطّح بسازند.» 1
از تمام مطالبى كه تاكنون دربارۀ سند و دلالت روايت ابى الهيّاج گفته شد، روشن مىشود كه اين روايت هيچ ارتباطى به ادعاى وهابيّون و حرمت ساختن بنا بر قبور و وجوب انهدام آنها ندارد.
ثانياً: بر فرض بپذيريم كه تسويۀ قبر، به معناى انهدام و ويران كردن قبور باشد، اين احتمال وجود دارد كه مراد خصوص قبرهاى مشركان باشد، به قرينۀ عطف جملۀ: «ولا تمثالاً إلّاطمسته»؛ زيرا مشركان بر روى قبرها بت مىگذاشتند و آنها را مورد پرستش قرار مىدادند. پيامبر مكرّم اسلام صلى الله عليه و آله مىخواست با دستور خراب كردن آنها، آثار شرك و بت پرستى را محو كند. ماردينى در كتاب «الجوهر