47
(وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً). 1
«و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى به خاطر او به سجده افتادند».
عبادت و پرستش حضرت آدم و حضرت يوسف نيست.
فروتنى و خاكسارى صحابه پيامبر صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم نسبت به آنحضرت به حدى بود كه از آب وضو و موى سر حضرت و ظرفى كه در آن آب مىنوشيدند و منبرى كه روى آن مىنشستند، تبرك مىجستند.
بدين صورت تبرك جستن، شدّت خضوع و فروتنى است و در عين حال به مرز عبادت و پرستش نمىرسد و هيچكس تا كنون، صحابۀ پيامبر صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم را به پرستش آن حضرت و خدا انگارى او متهم نكرده است.
اين همه، ما را به كنكاش در رسيدن به تعريفى كه در برگيرندۀ تمام مصاديق عبادت و مانعاز ورود مصاديق غير عبادى در آن باشد، وا مىدارد.
راه حل روشن آن است كه به عناصرى كه در تشكيل مفهوم «پرستش» مؤثرند دست يابيم. براى اين منظور بايد در عبادات صحيحى كه مسلمانان درطول تاريخ انجام دادهاند و نيز عبادات و آداب دينى اديان باطل (مانند دوگانه پرستان عصر جاهليت قديم و نوين) كه پيوسته انجام مىدادند، دقت و توجهكنيم، تا به