130عثمان رو به او كرد و از حاجتشپرسيد. مرد حاجت خود را بيان كرد. عثمان آنها را پذيرفت و گفت: چرا نياز خود را تا اين لحظه به من نگفتى؟ از اين به بعد هر نيازى كه دارى بگو تا برآورده كنم.
مرد از خانۀ عثمان بيرون آمد. در راه، عثمان ابن حنيف را ديد و به او گفت: خداوند به تو پاداش خير دهد. در گذشته به من توجه نمىكردى، لابد در اين باره با او مذاكره كردى. ابن حنيف گفت نه به خدا قسم، بلكه توسل تو به پيامبر تأثير كرد من خود شاهد بودم كه مردى نابينا خدمت پيامبرصلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم رسيد و از نابينائى خود شكايت كرد. پيامبرصلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم فرمود: آيا مىتوانى به همين وضعيت صبر كنى؟ و او گفت: يا رسول اللّه! ، كسى نيست مرا دستگيرى كند و اين حال برايم دشوار است. پيامبرصلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم به او فرمود: شب هنگام وضو بساز، دو ركعت نماز بخوان و با اين جملات دعا كن.ابن حنيف اضافه مىكند: قسم به خدا ما متفرق نشده بوديم كه آن مرد وارد شد، در حاليكه گويى هرگز ناراحتى چشم نداشته است» 1.
* * *
سيره و نحوۀ رفتار مسلمانان در زمان رسول خداصلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم و پس از