131آن، بر آن بوده است كه به اولياى الهى و بندگان صالح خداوند متوسل شوند، بى آنكه به ذهنكسى خطور كند اين عمل حرام، شرك يا بدعت است. مسلمانان توسل به دعاى انسانهاى صالح را، راهى به سوى توسل به شخصيّت و منزلت آنان مىدانستند.چرا كه اگر دعاى انسان صالح و شايسته مؤثر است، به دليل قداست و طهارت روح اوست و اگر از چنين روح والايى برخوردار نبود، دعايش مستجابنمىشد.
بنابراين نمىتوان تفاوتى بين توسل به دعاى انسان صالح و توسل به شخصيت و منزلت او قايل شد، تا اينكه توسل به دعاى او عين توحيد باشد وتوسل به خود او، عين شرك يا مقدمۀ آن تلقى گردد.
توسل به تقدّس صالحين، عصمت معصومين از گناه و اخلاص بندگان مخلص خداوند، امر نوظهورى در بين صحابه پيامبرصلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم نبود، بلكه ادامۀ سيرهاى بودكه از قبل از اسلام و بعثت پيامبرصلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم وجود داشت. در اين زمينه روايات تاريخى فراوانى وجود دارد كه به نمونههائى از آنها اشاره مىكنيم:
1 - استسقاء عبدالمطلب، در حال شيرخوارگى پيامبر صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم
در دوران شيرخوارگى و طفوليت پيامبر صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم، عبدالمطلبآن حضرت را واسطه قرار داد و از خداوند باران طلبيد. به عقيدۀ ابن